همانگونه که گفته شد جنبش «زن، زندگی، آزادی» که میتوان آن را نمونهای از سیاست شبکهای و خودسازمانیافته دانست، در جامعه تحت سرکوب و در فضای چهرهساز -که توسط منطق رسانه و جریانهای سیاسی متصل به قدرت و ثروت در دیاسپورا تشدید میشود- یک مسأله و شکاف بزرگ دارد و از درون همان شکاف «ناگهان پهلوی» بیرون زد و رشد کرد. جنبشهای شبکهای، برخلاف احزاب کلاسیک، اغلب بدون دفتر مرکزی و سلسلهمراتب ثابت عمل میکنند. اما همین شبکهها میتوانند بهشدت شخصیتمحور شوند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بدین قرارند: چهرهها را برجسته میکنند؛ پیامهای پیچیده را به شعار تبدیل میکنند؛ اختلافات را تشدید میکنند؛ و سیاست را به رقابت بر سر دیدهشدن تبدیل میکنند.
https://harasswatch.com/news/2656/
Post #4726
436
