مراقبت؛ اخلاق زیستن
✍️نعمتالله فاضلی
این یادداشت را به مناسبت انتشار ترجمه فارسی اثر کلاسیک “مراقبت در مدرسه” نوشته نل نادینگز فیلسوف بلند آوازه آمریکایی نوشتم. امیدوارم این یادداشت بتواند از حال شما مراقبت کند.
وقتی کتابی را میخوانم، گاهی احساس میکنم کتاب فقط مجموعهای از کلمات نیست؛ گویی پنجرهای است که ناگهان در دیوار زمان باز میشود و ما از پشت آن، بخشی از زندگی خودمان را دوباره میبینیم. «مراقبت در مدرسه» نل نادینگز برای من از همین جنس کتابهاست. کتابی که در ظاهر درباره مدرسه و آموزش است، اما اگر کمی عمیقتر در آن قدم بزنیم، درمییابیم که موضوع اصلیاش مدرسه نیست؛ موضوع اصلی، خودِ زندگی است. مدرسه فقط یکی از میدانهایی است که در آن میتوان پرسید: انسان چگونه میتواند انسانِ دیگری را ببیند، بشناسد، بشنود و برای او اهمیت قائل شود؟
نادینگز از «مراقبت» سخن میگوید، اما مراقبت در نزد او ترحم نیست؛ دلسوزی ساده نیست؛ احساسات لطیف و زودگذر هم نیست. مراقبت یک رابطه است. رابطهای که در آن دیگری برای من تبدیل به «مسئلهای انسانی» میشود. من او را میبینم، به او گوش میدهم، نیازها و موقعیتش را درک میکنم و نسبت به او پاسخگو میشوم. حتی مهمتر از آن، مراقبت زمانی کامل میشود که آن دیگری نیز مراقبت مرا به رسمیت بشناسد. از این منظر، مراقبت نه یک کنش یکطرفه، بلکه نوعی رابطه زنده و متقابل است. نادینگز دقیقاً همینجا یکی از بنیادیترین تفاوتهای اخلاق مراقبت با بسیاری از صورتهای اخلاق انتزاعی را آشکار میکند: اخلاق در زندگی واقعی، پیش از آنکه مسئله حل یک معادله اخلاقی باشد، مسئله مواجهه با یک انسان واقعی است.
یادداشت کامل را در همرخ بخوانید:
https://hamrokh.com/caring-ethics-of-living
Post #635
1.1K