مبادا خالیات شکّر ز منقار
اگر مصرع فوق را با زبان امروزی بسنجیم، خواهیم گفت که حافظ جای ظرف و مظروف را عوض کرده است؛ چرا که منقار باید از شکر خالی باشد یا نباشد، نه شکر ز منقار! اما این شکل چینش ظرف و مظروف همراه با کلمۀ خالی منحصر به حافظ نبوده است و شواهد پرشماری در شعر و ادب فارسی دارد:
محمد بن محمد الفراهی
ای رفته و بی تو رفته خواب از دیده
گل رفته و میرود گلاب از دیده
تا باز نبینمت نبینم خالی
خون از جگر، آتش از دل، آب از دیده
(لبابالالباب، چاپ نفیسی، ص ۲۱۶؛ این رباعی در خلاصةالاشعار فی الرباعیات، ص ۶۰۰، به نام «مجدالدّین هبةالله همگر» آمده است).
عشق تو ز هر بیخبری خالی نیست
درد تو ز هر بیبصری خالی نیست
هرچند که در خلق جهان مینگرم
سودای تو از هیچ سری خالی نیست
(دیوان باباافضل، چاپ فضلای کاشان، ص ۳۹).
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
خالی نبد آن آب ازین جو هرگز
او معدن مشک و ما همه بوی ویایم
از مشک جدا تو دیدهای بو هرگز؟
(کلیات شمس، ج۸، ص ۱۶۱).
با دیدن این شواهد چنین به نظر خواهد رسید که ما با یک ساختار نحوی در زبان پیشینیان روبهرو هستیم که با قواعد امروزی زبان فارسی متفاوت است. اما در شواهدی دیگر چون ابیات زیر اصلا ظرف و مظروفی در کار نیست که ترتیبش بخواهد مورد توجه باشد:
خالی نهای از من و نبینم رویت
جانی تو که با منی و دیدار نهای
(کشفالاسرار، جلد۱، ص۳۴۱ و جلد۳، ص۵۴۴ [نقل از اشعار فارسی پراکنده در متون]).
تو قدر صحبت مادر چه دانی
كه از مادر دمی خالی نمانی
(سلمان، مثنوی خورشيد و جمشید)
خواجو كه يک نفس نشدی خالی از قدح
مخمور تا به چند نشيند؟ شراب كو؟
پس ما با یک ساختار نحوی روبهرو نیستیم و باید به دنبال معنایی متفاوت برای واژۀ «خالی» باشیم. چنانکه استادان عابدی و پورنامداریان نیز در تعلیقات بیت ۴۵۰۸ منطقالطیر عطار نوشتهاند، خالی در این شواهد به معنی «دور» و «جدا» است. پس حافظ در بیت مورد بحث اشتباهی مرتکب نشده و اشتباه در نگاه و برداشت برخی از عزیزان است!
@r_varyani
Post #919
185
Forwarded from واریانی (واریانی)
- 👍 8
- ❤ 3
- 👏 2
- 🙏 1
- 👌 1