Post #2776
41
خیلی اذیت میشم وقتی متوجه میشم بعضی از مسائل برای من بیش از حد مهماند، در حالی که به چشم میبینم برای آدم اون طرف قضیه بیاهمیتاند. اونجاست که متوجه میشم تمام این نگرانی فقط برای من بوده. از خودم عصبانی میشم بابت اینهمه اهمیت دادن و بزرگ کردن یه مسئله برای خودم. امروز از شدت خشمی که از این بیش از حد اهمیت دادن داشتم گریه کردم. اذیت میشم وقتی میفهمم طرف مقابل حتی اپسیلونی هم به مسئله اهمیت نداده چون اگه اهمیت داده بود احتمالا خیلی زودتر از اینها حل میشد و کش پیدا نمیکرد. حل کردن مسئله باید دوطرفه باشه. اینکه یه نفر خودش رو اذیت کنه، وضعیت روحی و حتی جسمیش مختل بشه و طرف مقابل اصلا به روی خودش هم نیاره، همونجایی که آدم باید بس کنه. یه جایی آدم باید به خودش بیاد و بایسته و از بیرون به ماجرا نگاه کنه و بفهمه چیزی که اینهمه ذهن و زندگیاش رو درگیر کرده برای طرف مقابل واقعا مهم نبوده. و همونجا باید رها کرد.