گم شدن در عاشقی دین من است
نیستی در هستی آیین من است
حال من چون در نمی آید به گفت
شرح حالم چشم خونین من است
از درش گردی که آرد باد صبح
سرمه چشم جهان بین من است
من چرا گرد جهان گردم که دوست
در میان جان شیرین من است
گر بسوزم زآتش عشقت رواست
کاتش عشق تو تسکین من است
عطار_نیشابوری..
Post #389302
34