.
ای شوق تو بر شیشهی طاقت زده سنگم
وی آمدنت عقده گشای دل تنگم
چون دل نسپارم به تو با این همه حسنت؟
من جان و دلم پیش تو ای دوست! نه سنگم
ای شوق رسیدن به تو مبنای شتابم
وی شور گذشتن ز تو، معنای درنگم
من بیتو و با تو به غم و شادیام، آری
گه رومی رومم ز تو، گه زنگی زنگم
میبافم از آن رشتهی امید درازی
روزی اگر افتد سر زلف تو به چنگم
میآیم و یک روز از آن شاخهی جادو
میچینمت ای دختر نارنگ و ترنگم!
تو پشت به پشتم ده و ـ بی دغدغه ـ بگذار،
تا هر دو جهان داشته باشد سر جنگم
شیرین کن از آن عشق شکرریز، مرا کام
تا تلخی ایام، ننوشانده شرنگم
حسین منزوی
Post #389308
25