📚امکان تأسیسِ حقوق اساسیِ «بااساس»
پیشینهی «روحالقوانین» در ادبیات و نظام حقوقی ایران
✏️رضا یعقوبی
♦️فصل ممیز روحالقوانین، در مقایسه با سایر آثار مشابه، تامل در قواعد و اصول عام لازم برای تاسیس دولت در تمام کشورها و برای همیشه است. وی در شرح روش کار خود در این خصوص میگوید: «در آغاز من آدمیان را مورد بررسی قرار دادم و به این باور رسیدم که در این گوناگونی بیپایان قانونها و خلقیات تنها خیالات آنها راهبر آنها نیست. اصول را وضع کردم و دیدم که موارد خاص، خود به خود، از اصول تبعیت میکنند و اینکه تاریخ همه ملتها جز نتایج آن اصول نیست و هر قانونی با قانون دیگر پیوسته است، یا تابع قانون عامتری است.» هدف منتسکیو از این پژوهش نه داوری و ارزشگذاری در خصوص این قوانین متفاوت بلکه توضیح این مهم است که با این روش جدید، «هر قومی علل مبنایی قانونهای خود را» پیدا میکند. وی در این اثر قوانین چندین دولت را مورد مطالعه قرار داده و و با تامل در چرایی تکثر این قوانین، سه عامل موثر در ایجاد این قوانین را شناسایی و معرفی نموده است. حاصل جمع این سه عامل، تشکیل نظام منسجم و معتدلی است که به زعم منتسکیو بازتابدهندهی «روح عمومی هر ملت» است. به نظر میرسد دستاورهای پژوهش منتسکیو فارغ از وصف «تاریخگرایی» است و همانند «سیاست» ارسطو و «جمهور» افلاطون، کتابی بنیادین و «برای تمام فصول» تاریخ است. بهعنوان نمونه تمرکز منتسکیو در نخستین فصل از روحالقوانین بر مفهوم قانون، بهعنوان نسبتهای ضروری که از طبیعت امور ناشی میشود، نقطهی عطفی در تحول تاریخ تعریف مفهوم قانون بهعنوان یک «ابَرمفهوم» محسوب میشود. جواد طباطبایی در پژوهشی دقیق در وجوهی از اندیشهی منتسکیو آورده است: «نقطهی آغاز اندیشهی سیاسی منتسکیو، تعریف نویی از قانون در قلمرو مناسبات اجتماعی بود و در واقع او در قلمرو اندیشه سیاسی تحولی را ایجاد کرد که پیش از از آن در علوم طبیعی با وارد کردن مفهوم قانون صورت گرفته بود. در این علوم مفهوم جدید قانون بهعنوان نسبت میان پدیدارهای طبیعی جانشین قانون شرعی و احکام اخلاقی شده و منتسکیو کوشش کرد تا این مفهوم جدید قانون را که با موفقیت در قلمرو علوم طبیعی به کار گرفته شده بود، به قلمرو مناسبات اجتماعی تعمیم دهد. او مینویسد: «قانون، در گستردهترین معنای آن، نسبتهای ضروریاند که از طبیعت امور ناشی میشوند و به این معنا، همه موجودات، قانونهای ویژه خود را دارند.»
♦️اساسیترین پیامد این روش و دریافت جدید منتسکیو این بود که: «به خلاف تفسیر دینی یا خردگرایی نظریههای حقوق طبیعی، تبیین امور واقع انسانی را جانشین توصیف آنها میکرد و بدین سان قانونهای حاکم بر امور اجتماعی از مجرای تحلیل مناسبات انسانی به امری قابل توضیح تبدیل میشد نه ناشی از اراده وجودی برتر و قابل استنتاج از مفهوم مجرد جامعه.» همانگونه که مفسران اندیشه منتسکیو بیان کردهاند، وی با تاملات مندرج در روحالقوانین، «انقلابی در روش» ایجاد و با نقد نظام موجود و طرح نظام مطلوب، زمینههای تحقق انقلاب فرانسه را تدارک دید. روحالقوانین حاصل دو دهه تاملات جدی منتسکیو دربارهی «روح قانونهای» اقوام مختلف و بنیادی برای نظام آزادی است. آزادی بنیادینترین مفهوم نظام فکری منتسکیو است و از آنجا که در مقام مقایسه بین دو دولت انگلیس و فرانسه، منتسکیو، دو تحول متفاوت در این دو کشور را ملاحظه کرد که در انگلیس مردم با پیروزی بر نهاد سلطنت به «نظام آزادی» دست یافتند ولی در فرانسهی دارای سابقهی اعتدال و آزادیخواهی، با استقرار سلطنت لوئی چهاردهم، نظام حکمرانی فرانسه از اعتدال دور و به استبداد نزدیکتر شد. تمام تلاش منتسکیو در روحالقوانین، توضیح این دو تحول متفاوت درون نظام مفهومی واحد است.
♦️نخستین بار فروغی در شماره 431 (غرّهی محرم 1325ق) از روزنامه تربیت، ذیل عنوان «تحقیق در باب دولت مشروطه و شرح حال منتسکیو»، نخست در بحثی مقدماتی به چیستیِ دولت مشروطه پرداخته است و انگلیس و «اتازونی آمریکا» را بهعنوان نخستین و دومین دولت مشروطه در عالم معرفی کرده است و سپس ضمن برشمردن «جهت و سبب انقلاب مملکت فرانسه و مشروطه شدن آن دولت»، این اتفاق را مولود دو امر دانسته است؛ اول اغتشاش بیانتهای امور دولت و دوم «نوشتجات فضلا و حکما و نویسندگان بزرگ» مخصوصاً ولتر، روسو و منتسکیو. به اعتقاد فروغی: «این سه نفر هر یک از راهی به این کار کمک کردهاند و در میان ایشان منتسکیو اختصاصی دارد زیرا که تشریح و توضیح دولت مشروطه و طریقهی ظهور قوانین را او نموده و در این باب تحقیقات دقیقِ متین کرده از این جهت ما به نگارش شرح حال دانشمند معزیالیه مبادرت مینماییم و روح تحقیقات او را به دست میدهیم.»
🔹ادامه مطلب را میتوانید در شماره ۲۸ سیاستنامه در تامبرد مطالعه کنید.
🦉 @goftemaann
Post #3066
521
- ❤ 4