⚠️ استناد نابهجا به توحید منسوب به مفضل برای تأیید فلاسفه
ما با فحص در اخبار برجامانده از اهل بیت عصمت و طهارت، بر هیچ گزارش اصیلی در مدح و ذم صریحی نسبت به فلاسفهای چون ارسطو دست نیافتیم، و ظاهراً روایات برجامانده با تصریح بر نام یا عنوان اصیل نیستند (نک: t.me/gholow2/447). گویی نزد اصحابه امامیه پرسش از احوال فلاسفه از امام جایگاه چندانی نداشته است. هرچند نوشتههایی مرتبط به کسانی چون هشام بن الحکم (الرد على أرسطاليس) و نوبختی (حجج طبيعية مستخرجة من كتب أرسطاطاليس في الرد على من زعم أن الفلك حي ناطق) منسوب است، اما ارتباط چنین آثاری با روایات معصومین نیز روشن نیست. چنانکه با از دست رفتن این آثار زمینه اصالتسنجی آن نیست. و البته روایات ائمه ع در رد اصول فلاسفه یونان بسیار گسترده است، و کتب بسیاری به گردآوری آن پرداختهاند. (نمونه: حر، تکملة الوسائل، 1418ق، ص129-208؛ علیاحمدی، وجود العالم بعد العدم و...)
با این حال برخی از عرفانگرایان کمدقت در مواضع متعددی نمونههایی از این روایات را در تأیید فلاسفه آوردهاند. مثلاً آقای حسن حسنزاده آملی مینویسد:
«اينكه امام صادق عليه السلام ارسطو را به بزرگى ياد فرموده است بدين جهت كه ارسطو مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع دلالت كرده است. سليل نبوت و لسان الله ناطق حضرت امام جعفر صادق (ع) در حديث معروف به توحيد مفضل كه تمام آن در جلد دوم بحار چاپ نخستين روايت شده است، جناب ارسطو را به بزرگى ياد مىفرمايد كه وى مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع خوانده است... با اين كه خود حجت بالغ خداست ارسطو را به بزرگى بر زبان مىآورد، و به كلام وى ارج و قدر مىنهد، و روش انديشه وى را مىستايد...»
بنا بر همین انگاره، ایشان در ادامه، بر مخالفان ارسطو طعنهای بسیاری میزند؛ و از آنجمله میگوید: «چه بسيار نوشتههايى را مىبينيم كه دهان به ژاژخايى باز مىكنند و زبان به بيهوده گويى دراز، و به ساحت بزرگان علمى كه چون حجت خدا امام ملك و ملكوت بدانان احترام مى گذارد، اسائه ادب و جسارت روا مى دارند. اين گستاخان در نزد اهل خرد خردسالانىاند كه از خامى و كج انديشى خود سخن مىگويند، و از كاجى و بد نهادى خود خبر مى دهند». (قرآن و عرفان و برهان از هم جدائى ندارند، ص9)
نقد:
اولاً امروزه در مقالات متعددی اشکالات و نادرستی نسبت کتاب التوحید به مفضل به طرق مختلفی از اشکالات متنی، غرابت ادبی و ناهمگونی با روایات ائمه ع و مطالعات تطبیقی، مضامین ناهمسو با روایات ائمه و تجربه نشان داده شده است. (نمونه: صالحی، توحید مفضل بن عمر جعفی در ترازوی نقد؛ خدایاری، آثار منسوب به امام صادق (ع)؛ میرزایی، مقدمه شرح و تحقیق طب الأئمه، ص84-103)
ثانیاً متن توحید منسوب به مفضل چنین است:
«و قد كان من القدماء طائفةٌ أنكروا العمد و التّدبير في الأشياء و زعموا أنّ كونها بالعرض و الاتّفاق و كان ممّا احتجّوا به هذه الآيات الّتي تكون على غير مجرى العرف و العادة كإنسانٍ يولد ناقصاً أو زائداً إصبعاً أو يكون المولود مشوّهاً مبدّل الخلق- فجعلوا هذا دليلًا على أنّ كون الأشياء ليس بعمدٍ و تقديرٍ بل بالعرض كيف ما اتّفق أن يكون و قد كان أرسطاطاليس ردّ عليهم فقال إنّ الّذي يكون بالعرض و الاتّفاق إنّما هو شيءٌ يأتي في الفرط مرّةً لأعراضٍ تعرض للطّبيعة فتزيلها عن سبيلها و ليس بمنزلة الأمور الطّبيعيّة الجارية على شكلٍ واحدٍ جرياً دائماً متتابعاً.» (توحيد المفضل، ص180)
آنچه نویسنده آورده، تنها نقل و تأیید سخنی از ارسطو دربرابر ملحدان است؛ و تأیید کلی روش او و یا آشنایی گسترده نویسنده با مبانی ارسطو را نشان نمیدهد. به هرحال برفرض هم احترام بالا را هم نشان دهد، باز حتی امامی بودن این گزارش را -که به روایت غلات است- نشان نمیدهد؛ چه برسد که آن را به معصوم نسبت دهند. به هر حال، چنانکه معلوم است، غلات بر خلاف امامیه به هرحال مدحهایی نسبت به ارسطو داشتهاند. همچنین در این گفتار از ارسطو چیزی در باب وحدت صنع و وحدت صانع -که مورد توجه آقای حسنزاده است- نقل نشده، بلکه تنها اثبات نظم و ناظم شده است. به هر حال در نسخه توحید منسوب به مفضل در موضع دیگری مدعیان فلسفه به نحوی متفاوت با یادکرد از ارسطو وصف، و شدیداً تخطئه و لعن شدهاند:
«فَتَبّاً وَ خَيْبَةً وَ تَعساً لِمُنْتَحِلِي الْفَلْسَفَةِ كَيْفَ عَمِيَت قُلُوبُهُمْ عَن هَذِهِ الْخِلْقَةِ الْعَجِيبَةِ حَتَّى أَنكَرُوا التَّدبِيرَ وَ الْعَمدَ فِيهَا.» (توحيد المفضل، ص69)
اما آنچه آقای حسنزاده در باب بدگویی از بزرگان گفته، خود آن را نقض کرده است. چه بسیاری از بزرگان امامیه ارسطو را بدمذهب و بدعقیده دانستهاند، و برخی آرای او را کفر شمردهاند (نمونه: عبدالجلیل رازی، نقض، ص430؛ فاضل مقداد، إرشاد الطالبين، ص66؛ علامه حلی، أنوار الملكوت في شرح الياقوت، ص28).
@gholow2
Post #312
1.35K