اون چت جیپیتی که اوایل میشناختیم و میگفتیم «عین آدم میتونی باهاش حرف بزنی» همهی ما رو انگشت به دهن کرده بود. اما الآن به قدرتی رسیده که کارکردش محدود به حرف زدن نیست. میره برات کار انجام میده!
خیلی ساده (و با خطا) بخوام بگم، چیزی که روزای نخست باهاش سر و کار داشتیم LLM بود و چیزی که امروز دنیا رو تکون داده agentic AI هست. مدلهای زبانی بزرگ (LLMها) حرف میزنن و هوشوارههای agentic کار انجام میدن.
هوشوارهای که شاید اسمش رو بیشتر شنیده باشین Claude Code هست و تقریباً هر مدل زبانی که فکرش رو بکنین، الآن توانایی استفاده از ابزار رو هم داره.
مثلاً توی کامپیوترت به یه مشکل بر میخوری، این میره برات خاستگاه مشکل رو پیدا میکنه و حلش میکنه. کارآیی پرطرفداری که حتماً آوازهش به گوشتون رسیده کد زدنه. شما به هوشواره میگی چی میخوای و اون توی چند دقیقه برات کار رو در میآره. یه دور باهاش میزنی، ایرادایی رو که پیدا میکنی بهش میگی و اون ایرادا رو برطرف میکنه و به تدریج صاحب یه برنامهای میشی که دقیقاً کاری رو که تو میخوای و به شیوهای که تو میخوای در اختیارت قرار میده.
زیباییش اینجاست: همهی این کارها رو بدون نوشتن حتی یه خط کد میتونی انجام بدی! اگر برنامهی todo list یا مدیریت پروژه میخوای، نیازی نیست بری روی سایتای مختلف نامنویسی کنی و یه دوری با هر کودوم بزنی و عاقبت هم ببینی اون کارکردی که بیشتر از همه به دردت میخوره فقط توی نسخهی پولی در دسترسه.
به کمک کدکس سه تا برنامه نوشتم که دقیقاً کاری رو میکنه که من میخوام و منم که تصمیم میگیرم چه چیزی باید از همه بیشتر در دسترس باشه و چه قابلیتهایی باید در لایههای بعدی قرار بگیرن. (کدکس اسم برنامهی OpenAI هست که امکان بهرهوری از کارکرد agentic هوشواره رو بهتون میده. با اون کدکس اشتباه نشه. 😄)
برنامهای که بیشتر از همه روش کار کردم و میتونم بگم به بالندگی رسیده
یه Habit Tracker هست که بهم کمک کرده بهتر بتونم به تصمیمایی که توی زندگی میگیرم پایبند باشم و از کارهای تکراری که باید انجام بدم غافل نمونم. از پایبند موندن به رژیم گوشتخواری و کتو گرفته تا رسیدگی به آکواریوم و یادگیری زبان لهستانی.
نزدیکترین برنامه برام Habitica بود که انقدر سنگین بود که روی گوشی قبلیم اجرا نمیشد و کلاً به اشتراک گذاشتن یه سری چیزای شخصی با یه شرکت برام ساده نبود.
برنامهی دوم اسمش
رستمه و برای دنبال کردن تمرینایی هست که در طول روز توی خونه انجام میدم. پیش از این از برنامهی Strong استفاده میکردم و حتی نسخهی پولی یک سالهش رو داشتم و انقدر راضی بودم که میخواستم نسخهی همیشگیش رو بگیرم که چهار برابر نسخهی یک سالهش قیمت داشت. اما رستم رو ساختم که باهاش انجام تمرینایی رو دنبال کنم که Strong براش ساخته نشده بود، یعنی تمرینایی که نه در طول یک جلسهی باشگاه، بلکه در طول روز انجام میدم.
(اگر دوست دارین در مورد این سبک تمرین بیشتر بدونین Grease the Groove و نام Pavel Tsatsouline رو جست و جو کنین. چیزای باحالی دستگیرتون میشه.)
برنامهای هم که چند روز بیشتر نیست از ساختش میگذره
plant-care هست و باهاش خیلی راحت میتونم ببینم آخرین بار به کودوم گلدون آب دادم و در آینده میزان و زمان کوددهی هم بهش اضافه خواهد شد. حالا فرض کنین همچی برنامهای رو میخواستم توی App Store دنبالش بگردم! آخرش هم اون کنترلی رو که برنامهی خودم بهم میده نمیداشتم.
مثلاً همین Strong که این همه بهش ارادت دارم یه محدودیتهایی توی ویرایش و تعریف تمرین داره که وقتی خودت صاحب پایگاه داده باشی دیگه دست و پات رو نمیبنده. برای نمودار کشیدن و دیدن پیشرفتم نیازی نیست پول بدم و میتونم یکی دو ساعت با کدکس حرف بزنم و اون قابلیت رو برام اضافه میکنه. هر جایی هم تصمیم گرفتم فاکتوری رو اضافه یا حذف کنم، میتونم این کنترل رو داشته باشم و تصمیم بگیرم کودوم مشخصاتِ یه تمرین قابل تغییر هستن و چه مشخصاتی غیر قابل تغییر (immutable).
برای شروع
این ویدئوی متین سنپای رو پیشنهاد میکنم که چون تو ایرانه از مشکلاتی که فقط ویژهی ما ایرانیاست(مشکلاتی مثل فیلتر و تحریم و نداشتن حساب بانکی بینالمللی) آگاهه و براشون راه حل داره.