TGViewer
Channel Public Channel
گرد آتش - Round the Fire

گرد آتش - Round the Fire

@gerdeatash

گفتگوهای خودمونی دور آتش—بیشتر درباره‌ی بیت‌کوین و سبک زندگی کتو/کارنیور.

گروه گفت‌وگو: https://t.me/RTFDiscussions

https://linktr.ee/mktahmasbi
Subscribers
900
Photos
345
Videos
237
Links
688
Recent Posts 17 shown
Post #1507 56
خب مث که تیک‌تاک رو چشمش زدم!

نیم ساعته دارم سعی می‌کنم بهش بفهمونم کیبوردای طرح قدیم (رترو) می‌خوام، بعد از کلی آزمون و خطا، تازه یه ویدئوی آنباکسینگ ماوس نشونم داد.

ولی الآن فک کنم کارش آسون بشه. وقتی پیدا کرد خبرتون می‌دم. 😁
  • 🤣 2
Post #1506 81
یکی از تفریحاتم این شده که قدرت «ذهن‌خوانی» اینستا و تیک‌تاک رو آزمایش کنم.

یه موضوع با جزئیات دقیق انتخاب می‌کنم؛ مثلاً «آکواریوم‌های آب شیرین که زبان گوینده‌شون آلمانی باشه». بعد می‌شینم هر ویدئویی رو که به این موضوع ربطی نداره به محض پدیدار شدن رد می‌کنم.

اگر یه کم به موضوع نزدیک شد، یه مقدار روی ویدئو مکث می‌کنم و می‌فهمه که داره نزدیک می‌شه، اما دقیقاً چیزی که رو که «علاقه‌ی» من هست پیدا نکرده.

مثلاً همین موضوع ماهی‌های آب شیرین رو در نظر بگیرین. اگر بعد از کلی ویدئوی بی‌ربط، به طور کلی حیوون نشونم بده،‌ یه کمی مکث می‌کنم، چون به هر حال ماهی هم نوعی حیوونه.

بعد حیوونای مختلف نشونم می‌ده. تا رسید به یه آبزی، یه کم روی اون ویدئو توقف می‌کنم. مثلاً یه ویدئو از شنا و پرش دلفینا می‌ذاره. یه کم مکث می‌کنم و بعد از اون دیگه روی ویدئوهای عمومی حیوونا هیچ وقتی نمی‌ذارم که بفهمه چیزی که دنبالشم صرفاً یه موجود آبزیه.

بعد یه خرچنگ توی آکواریوم نشونم می‌ده. یه کم بیشتر مکث می‌کنم و اگه بازم دلفین یا ماهی توی دریا و رودخونه نشونم داد، دیگه به‌شون محل نمی‌ذارم.

بعد مرجان و ماهیای آب شور نشونم می‌ده و از اینجا به بعد دیگه فقط اگر چیزی توی آکواریوم بود توقف می‌کنم و طولی نمی‌کشه که می‌فهمه دقیقاً دنبال چی‌ام و فقط ویدئوهای ماهی‌های آب شیرین با زبان گوینده‌ی آلمانی بهم نشون می‌ده.

شاید باورتون نشه؛ این بازی هر بار ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه!

بدون جست‌ و جوی حتی یک واژه و فقط بر اساس میزان توقفم روی یه ویدئو، دقیقاً می‌فهمه چه موضوعی و حتی با چه زبانی مد نظرمه.

تجربه‌ی شخصی من این بوده که تیک‌تاک خیلی سریع‌تر از اینستا ذهنم رو می‌خونه. دلیلشم شاید به استفاده‌ی شخصی من برگرده و نمی‌شه گفت تیک‌تاک از اینستا باهوش‌تره.

اینستا چیزی هست که واقعاً ازش استفاده می‌کنم، اما روی تیک‌تاک فقط یه حساب دارم و استفاده‌ای ازش ندارم. به خاطر همین پیش‌داوری خاصی در مورد موضوعاتی که دوست دارم نداره.

ولی اگر وقتی رو که روی اینستا گذاشتم کنار هم بذاری بعید نیست به سال یا بیشتر از سال هم برسه! این یه سال اخیر شاید ۹۵ درصد ویدئوهایی که دیدم سیاسی بوده و برا همینم تا ۱۵ دقیقه، بیشترِ ویدئوهایی که نشونم می‌ده موضوع‌شون سیاسیه.

اما تیک‌تاک رو هر چند ماه یه بار نصب می‌کنم و چند بار اخیر صرفاً به هدف همین «بازی» بوده. یه چند دقیقه موضوعات قبلی رو نشونم می‌ده، اما بعد سعی می‌کنه «حدس بزنه» امروز چی می‌خوام ببینم.

این پلتفرما حتی اگر جنس آدم رو نپرسن، تشخیص گرایش آدما مطمئناً براشون خیلی آسونه. وقتی می‌بینن ویدئوها رو در حالی که یه فریم بیشتر ازشون ندیدم، رد می‌کنم، سریع چیزایی نشونم می‌دن که چشمام قفل شه. می‌دونین چی منظورمه دیگه؟ 😄 ولی خب، رمزش اینه که نذارین چشماتون قفل شه، وگرنه Game Over می‌شین.

پیشنهاد می‌کنم امتحانش کنین و نتیجه‌ش رو بهم بگین. برای این که واقعاً بازی سخت بشه، یه موضوعی رو انتخاب کنین که حتی توی گوگل هم در موردش جست و جو نکردین و زمان بگیرید، ببینید چقدر طول می‌کشه که بفهمه چی تو ذهن دارید.
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #1505 66

Forwarded from Matin SenPai (᯽マティ️️ン先輩)

ایده بیزنس:
یه سایت بزن و یه ارز الکی بیار به اسم "طلای دیجیتال"
قیمتش رو با طلا بالا پایین کن، خالی فروشی کن، و از کارمزدا پول در بیار
هروقت هم سودت کم شد یا قیمت زیاد نوسان داشت، برداشت رو ببند و با تاخیر برداشتا رو تایید کن و خودت سود کن این وسط
بعدش از سودت برای تبلیغات توی کل شهر استفاده کن و دوباره پول در بیار
سرمایه‌ات که رفت بالا و بالاتر و مردم اعتماد کردن، یهو پول رو بردار و دفترات رو هم جمع کن و فرار کن، همه چیز رو هم بنداز گردن بانک مرکزی و فرار کن د برو که رفتیم
Post #1504 126
نه تا از بازی‌های بچگی من که توی شکل دادن شخصیت و خاطراتم دخیل بودن.
خیلی بیشتر از این نه تان، ولی باید نه تا انتخاب می‌کردم.

شمام انتخاب کنین و بهم بگین.

https://my9games.net/en
  • ❤ 2
Post #1503 150
خیلی این ارزیابی‌هایی رو که شرکتای هوشواره از عملکرد مدلاشون می‌ذارن جدی نگیرین.

با هر چیزی که راحتین کار کنین، مگر این که خیلی دلیل قانع‌کننده‌ای پیدا بشه.

آدم با ابزاری که بهش عادت داره عملکرد بهتری داره تا یه ابزار جدید و حتی قوی‌تر که بهش عادت نداره.
  • 👍 5
Post #1500 202
اون چت جی‌پی‌تی که اوایل می‌شناختیم و می‌گفتیم «عین آدم می‌تونی باهاش حرف بزنی» همه‌ی ما رو انگشت به دهن کرده بود. اما الآن به قدرتی رسیده که کارکردش محدود به حرف زدن نیست. می‌ره برات کار انجام می‌ده!

خیلی ساده (و با خطا) بخوام بگم، چیزی که روزای نخست باهاش سر و کار داشتیم LLM بود و چیزی که امروز دنیا رو تکون داده agentic AI هست. مدل‌های زبانی بزرگ (LLMها) حرف می‌زنن و هوشواره‌های agentic کار انجام می‌دن.

هوشواره‌ای که شاید اسمش رو بیشتر شنیده باشین Claude Code هست و تقریباً هر مدل زبانی که فکرش رو بکنین، الآن توانایی استفاده از ابزار رو هم داره.

مثلاً توی کامپیوترت به یه مشکل بر می‌خوری، این می‌ره برات خاستگاه مشکل رو پیدا می‌کنه و حلش می‌کنه. کارآیی پرطرفداری که حتماً آوازه‌ش به گوش‌تون رسیده کد زدنه. شما به هوشواره می‌گی چی می‌خوای و اون توی چند دقیقه برات کار رو در می‌آره. یه دور باهاش می‌زنی، ایرادایی رو که پیدا می‌کنی بهش می‌گی و اون ایرادا رو برطرف می‌کنه و به تدریج صاحب یه برنامه‌ای می‌شی که دقیقاً کاری رو که تو می‌خوای و به شیوه‌ای که تو می‌خوای در اختیارت قرار می‌ده.

زیباییش اینجاست: همه‌ی این کارها رو بدون نوشتن حتی یه خط کد می‌تونی انجام بدی!

اگر برنامه‌ی todo list یا مدیریت پروژه می‌خوای، نیازی نیست بری روی سایتای مختلف نام‌نویسی کنی و یه دوری با هر کودوم بزنی و عاقبت هم ببینی اون کارکردی که بیشتر از همه به دردت می‌خوره فقط توی نسخه‌ی پولی در دسترسه.

به کمک کدکس سه تا برنامه نوشتم که دقیقاً کاری رو می‌کنه که من می‌خوام و منم که تصمیم می‌گیرم چه چیزی باید از همه بیشتر در دسترس باشه و چه قابلیت‌هایی باید در لایه‌های بعدی قرار بگیرن. (کدکس اسم برنامه‌ی OpenAI هست که امکان بهره‌وری از کارکرد agentic هوشواره رو بهتون می‌ده. با اون کدکس اشتباه نشه. 😄)

برنامه‌ای که بیشتر از همه روش کار کردم و می‌تونم بگم به بالندگی رسیده یه Habit Tracker هست که بهم کمک کرده بهتر بتونم به تصمیمایی که توی زندگی می‌گیرم پایبند باشم و از کارهای تکراری که باید انجام بدم غافل نمونم. از پایبند موندن به رژیم گوشتخواری و کتو گرفته تا رسیدگی به آکواریوم و یادگیری زبان لهستانی.

نزدیک‌ترین برنامه برام Habitica بود که انقدر سنگین بود که روی گوشی قبلیم اجرا نمی‌شد و کلاً به اشتراک گذاشتن یه سری چیزای شخصی با یه شرکت برام ساده نبود.

برنامه‌ی دوم اسمش رستمه و برای دنبال کردن تمرینایی هست که در طول روز توی خونه انجام می‌دم. پیش از این از برنامه‌ی Strong استفاده می‌کردم و حتی نسخه‌ی پولی یک ساله‌ش رو داشتم و انقدر راضی بودم که می‌خواستم نسخه‌ی همیشگیش رو بگیرم که چهار برابر نسخه‌ی یک ساله‌ش قیمت داشت. اما رستم رو ساختم که باهاش انجام تمرینایی رو دنبال کنم که Strong براش ساخته نشده بود، یعنی تمرینایی که نه در طول یک جلسه‌ی باشگاه، بلکه در طول روز انجام می‌دم.

(اگر دوست دارین در مورد این سبک تمرین بیشتر بدونین Grease the Groove و نام Pavel Tsatsouline رو جست و جو کنین. چیزای باحالی دستگیرتون می‌شه.)

برنامه‌ای هم که چند روز بیشتر نیست از ساختش می‌گذره plant-care هست و باهاش خیلی راحت می‌تونم ببینم آخرین بار به کودوم گلدون آب دادم و در آینده میزان و زمان کوددهی هم بهش اضافه خواهد شد. حالا فرض کنین همچی برنامه‌ای رو می‌خواستم توی App Store دنبالش بگردم! آخرش هم اون کنترلی رو که برنامه‌ی خودم بهم می‌ده نمی‌داشتم.

مثلاً همین Strong که این همه بهش ارادت دارم یه محدودیت‌هایی توی ویرایش و تعریف تمرین داره که وقتی خودت صاحب پایگاه داده باشی دیگه دست و پات رو نمی‌بنده. برای نمودار کشیدن و دیدن پیشرفتم نیازی نیست پول بدم و می‌تونم یکی دو ساعت با کدکس حرف بزنم و اون قابلیت رو برام اضافه می‌کنه. هر جایی هم تصمیم گرفتم فاکتوری رو اضافه یا حذف کنم، می‌تونم این کنترل رو داشته باشم و تصمیم بگیرم کودوم مشخصاتِ یه تمرین قابل تغییر هستن و چه مشخصاتی غیر قابل تغییر (immutable).

برای شروع این ویدئوی متین سنپای رو پیشنهاد می‌کنم که چون تو ایرانه از مشکلاتی که فقط ویژه‌ی ما ایرانیاست(مشکلاتی مثل فیلتر و تحریم و نداشتن حساب بانکی بین‌المللی) آگاهه و براشون راه حل داره.
  • ❤ 5
Post #1498 164
به پیشنهاد گویبان ظرف خالی سمت چپ رو دادم به چت‌ جی‌پی‌تی و این دستور رو بهش دادم:
Fill this with things that resemble me.
خوب کار رو در آورد. خیلی جالب مهم‌ترین چیزایی رو که بهشون علاقه دارم فهمیده و گذاشته توی سینی.

اما عجیبه برام که می‌دونه من سگ دارم و حتی توی حافظه‌ی چت جی‌پی‌تی دیدم که اسم سگم رو حفظ کرده، اما چیزی ازش نذاشته. یه کم دلخورم کرد این قضیه. 😜
  • ❤ 2
  • 😁 2
Post #1497 127

Forwarded from Matin SenPai (᯽マティ️️ン先輩)

زبان‌های برنامه‌نویسی توی عصر AI چی می‌شن و چه بلایی سرشون میاد؟
خوزه والیم، خالق زبان زیبای Elixir، یه مقاله‌ی فکری نوشته درباره‌ی اینکه وقتی ایجنت‌ها بیشتر کد رو می‌نویسن، سر زبان‌ها، ابزارها و کامیونیتی‌هاشون چی میاد.

چند تا نکته‌ی خلاصه از صحبت‌هاش:
۱- کامیونیتی: هر زبانی دور یه سری سلیقه‌ی مشترک شکل گرفته؛ پایتون «یه راه واضح برای هر کار»، روبی «خوشحالی برنامه‌نویس»، لیسپ «تغییر خود زبان». وقتی دیگه خودمون کد نمی‌نویسیم، حس تعلق به این کامیونیتی‌ها چی می‌شه؟

۲- اکوسیستم: فاصله‌ی اکوسیستم‌ها کم می‌شه، چون پورت کردن کتابخونه‌ها یا پیاده‌سازی الگوریتم‌های یه مقاله با ایجنت خیلی ارزون‌تر شده و زبان‌های کوچیک‌تر سریع‌تر به بزرگ‌ترها می‌رسن. ولی از اون طرف، وقتی ساختن یه کتابخونه ارزون باشه، چرا کسی بیاد روی یه کتابخونه‌ی مشترک همکاری کنه؟ خودش به ایجنت می‌گه دقیقاً همونی که لازم داره رو بسازه.

۳- سینتکس: سینتکس‌های خوشگل (مثل optional chaining به‌جای چند تا null check) دیگه اولویت نیست، چون ایجنت از boilerplate خسته نمی‌شه و از دیدش همه‌چیز توکن ورودی و توکن خروجیه. به نظرش زبانی که ادعا کنه «برای ایجنت‌ها ساخته شده» و تمرکزش روی سینتکس باشه، داره حول محدودیت‌های امروز مدل‌ها طراحی می‌شه.

۴- کامپایلرها از بین نمی‌رن: اینکه ایجنت مستقیم اسمبلی بنویسه منطقی نیست؛ کسی نمی‌خواد برای هر معماری یه نسخه‌ی جدا نگه داره. تازه هیچ زبونی توی همه‌چیز خوب نیست؛ Rust، زبان‌های اثبات قضیه مثل Lean، Erlang/Elixir برای سیستم‌های توزیع‌شده، SQL، هر کدوم تضمین‌ها و سطح انتزاع خودشون رو دارن.

۵- تضمین‌های قوی‌تر: اگه ایجنت کد می‌نویسه، می‌شه trade-offهای زبان رو بازنگری کرد. مثلاً type inference برای آدم‌ها خوبه چون نوشتن تایپ حوصله‌سربره، ولی ایجنت حوصله‌اش سر نمی‌ره. نوشتن صریح تایپ‌ها اطلاعات بیشتری به کامپایلر می‌ده و دست زبان رو برای تایپ‌سیستم قوی‌تر باز می‌ذاره. به نظرش زبان‌ها در آینده با این متمایز می‌شن که چقدر تضمین می‌دن: از طراحی‌ای که حالت نامعتبر رو غیرممکن کنه، تا تایپ و اثبات، تضمین‌های runtime، و تست و fuzzing.

۶- دیتابیس برنامه به‌جای LSP: پروتکل LSP برای IDE و آدم‌ها طراحی شده و با فایل و خط و ستون کار می‌کنه، که ایجنت‌ها دقیق دنبالش نمی‌کنن. پیشنهادش اینه که اطلاعاتی مثل سیمبل‌ها، رفرنس‌ها و call graph به شکل یه دیتابیس با زبان کوئری در دسترس باشه. آدم حال نداره برای پیدا کردن رفرنس یه تابع کوئری بنویسه، ولی ایجنت راحت می‌نویسه، حتی کوئری‌هایی مثل «همه‌ی مسیرهایی که یه مقدار می‌تونه nil بشه». برای همین هم جادوهایی مثل monkey-patching که کد رو غیرمحلی می‌کنن، بیشتر مشکل‌ساز می‌شن.

۷- در نهایت Observability به‌جای دیباگر: breakpoint گذاشتن و خط‌به‌خط جلو رفتن کار آدمه. ایجنت می‌تونه سریع کد رو instrument کنه، trace جمع کنه و اطلاعات رو کنار هم بذاره. پس باید runtime و state سیستم رو جوری در اختیارش بذاریم که بتونه برنامه‌نویسانه کوئری بزنه، حتی روی پروداکشن. اینجا هم طبیعتاً یه اشاره به Erlang VM می‌کنه که این قابلیت‌ها رو از اول داشته.
جمع‌بندی خودش: زبان‌ها قرار نیست از بین برن، ولی سؤال اصلی عوض می‌شه. اگه دیگه برای «آدمی که کد می‌نویسه» بهینه‌شون نکنیم، برای چی بهینه‌شون کنیم؟

🔗 منبع
✉️ t.me/MatinSenPaii
  • ❤ 1
Post #1496 165

Forwarded from مهدی نصیری

⚡ تلنگر خراسانی

آقای پزشکیان؛ یک تناقض ساده را برای مردم توضیح بدهید.

در تریبون سازمان ملل گفتید:
«ما مردم را نزدیم»
و بلافاصله روایت کردید که آمریکا و اسرائیل عده‌ای را تحریک و مسلح کردند تا در ایران ناامنی ایجاد کنند.

از طرف دیگر، تصاویر کودکان کشته‌شده میناب را جلوی دوربین‌های جهان گرفتید و از مظلومیت آنها گفتید.

حالا سؤال اینجاست:

اگر طبق روایت خودتان، در دی‌ماه مردم ایران به دست افراد مسلح و عوامل مورد حمایت آمریکا و اسرائیل کشته شدند، پس قربانیان دی‌ماه کجای سخنرانی شما بودند؟

چرا یک عکس از آنها بالا نبردید؟
چرا نامی از آنها نبردید؟
چرا از خانواده‌هایشان نگفتید؟
چرا برای مظلومیت آنها از همان تریبون جهانی استفاده نکردید؟

اگر آنها هم ـ بنا بر ادعای خود شما ـ قربانی «تروریسم» بودند، مگر خونشان با خون کودکان میناب فرق داشت؟

چطور برای کودکان میناب عکس دارید، روایت دارید و تریبون جهانی دارید؛ اما وقتی نوبت به جان‌باختگان دی‌ماه می‌رسد، ناگهان تصویر و نام و روایت ناپدید می‌شود؟

این دقیقاً همان سؤالی است که روایت رسمی باید پاسخ بدهد:

اگر دی‌ماه آن‌طور که شما می‌گویید مردم به دست «تروریست‌های مسلح» کشته شدند،
چرا حتی در سازمان ملل هم حاضر نشدید قربانیان آن را به جهان نشان دهید؟
@iraneazadvaabad
  • 👏 4
  • ❤ 3
  • 👎 2
Post #1494 176
وارد یه دوره‌ای شدیم که توسعه‌دهنده‌های برنامه‌های کدباز مجبورن به روز رسانی‌هاشون رو یه مدت به صورت کدبسته نگه دارن، مبادا که هکرا با یه دستور کوچیک از هوشواره بخوان چک کنه توی این نسخه‌ی جدید دقیقاً چه چیزی تغییر کرده و چه طور از آسیب‌پذیری قبلی می‌شه سوء استفاده کرد.

دوره زمونه‌ی عجیبی شده، دوستان! تو این روزای حساس، از به روز رسانی فوری برنامه‌ها و زیرساختای مهم‌تون غافل نمونین.
  • ❤ 4
  • 👎 1
Post #1491 307

Forwarded from Reza Pahlavi | رضا پهلوی

چهار سال از روزی می‌گذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان می‌کرد می‌تواند خون مهسا را نیز مانند خون بسیاری دیگر پایمال کند، اما یک ایران برای او به پا خاست.

ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.

چهار سال بعد، ملت ایران در مرحله‌ای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزش‌های پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است؛ جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربه‌ها و هزینه‌هایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپس‌گیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهن‌مان را به گروگان گرفته است.

این همبستگی ملی یک‌شبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزش‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیزش‌هایی که هر یک بخشی از ستون‌های انقلاب ملی ایران را شکل داده‌اند.

هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آماده‌تر کرد. تا امروز که ایرانیان، یک‌صدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپس‌گیری ایران ایستاده‌اند.

یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند.

ما راه آنان را تا آزادی و بازپس‌گیری ایران ادامه خواهیم داد.

پاینده ایران
رضا پهلوی
  • ❤ 9
  • 🤣 2
  • 💩 1
  • 🫡 1
Post #1490 355
درد اصلی نویسنده: نازیسم و نمادهای اون (چنان که شاید) زشت و ناپسند تلقی می‌شن، اما تقدیس شدن کسانی چون چه گوارا و لنین با چنین واکنشی روبرو نمی‌شه.
  • ❤ 5
  • 👎 1
Post #1489 338

Forwarded from اشکان زارع

دادگاهی که هرگز برپا نشد؛ چرا رفقا هنوز بر مسند قضاوت تاریخ تکیه‌اند؟
پوشیدن تی‌شرتی با نماد سواستیکا می‌تواند هر کسی را در دم تا سرحد مرگ مدنی و طرد مطلق اجتماعی پیش ببرد، اما قدم‌زدن با طرح چهره شخصیت‌های نمادین گولاگ، تیشرتِ ارنستو چه‌گوارا یا پرچم سرخ داس و چکش، در کافه‌ها و دانشگاه‌های غربی کماکان «شور آرمان‌خواهی» و دغدغه رهایی طبقاتی خوانده می‌شود. وانگهی باید پرسید که این استاندارد دوگانه و وقیحانه از کجا می‌آید؟
ریشه در یک خلاء تاریخی-حقوقی است؛ برای نازیسم دادگاه نورنبرگ برپا شد و ساختار، ایدئولوژی و نمادهایش به قعر تاریکی رانده شدند؛ اما ماشین کشتار کمونیسم هرگز پای هیچ میز محاکمه بین‌المللی کشانده نشد.

ولادیمیر بوکوفسکی در شاهکار درخشانش، قضاوت در مسکو، دقیقاً دست روی همین زخم چرکین می‌گذارد. او با تکیه بر اسناد محرمانه‌ای که از چنگال کرملین بیرون کشید نشان داد که چگونه پایان جنگ سرد با مصالحه و محافظه‌کاری غرب معامله شد. در غیاب یک «نورنبرگ برای کمونیسم»، پیوند اندام‌وار ایدئولوژی با جنایت بررسی نشد تا چپ غربی بدون پرداخت حتی یک سنت از هزینه اخلاقی فجایع گولاگ، مهندسی قحطی هولودومور و حمام خون مائوئیسم، در دانشگاه‌ها و کرسی‌های علوم انسانی جا خوش کند و تبار فکری‌اش را در کسوت داور اخلاقی جهان بازتولید نماید. تنها تلاش جدی برای شکستن این انحصار اخلاقی، در ژوئن ۲۰۰۸ رقم خورد؛ وقتی کسانی چون واتسلاو هاول در سنای چک، «بیانیه پراگ پیرامون وجدان اروپایی و کمونیسم» را امضا کردند. پیام بیانیه سرراست و تابوشکن بود: جنایت علیه بشریت دست‌چپ و راست ندارد؛ کوره‌های آدم‌سوزی آشویتس با گورهای دسته‌جمعی کمونیسم در یک ترازو قرار می‌گیرند. این بیانیه خواستار ثبت جنایات کمونیسم هم‌تراز با جنایات نازی‌ها در کتب درسی شد و سالروز پیمان ننگین هیتلر–استالین (۲۳ اوت) را روز یادبود قربانیان تمامی رژیم‌های توتالیتر نامید تا نقاب از چهره اخوت اعلام‌نشده این دو تمامیت‌خواهی برکشد. اما واکنش اردوگاه چپ به این تلنگر، رسواکننده‌تر از سکوتشان بود. فریادهای برآشفته احزاب چپ اروپا و لابی‌گری علیه بیانیه پراگ، باز هم به همان ترفند کهنه و نخ‌نما پناه برد: «ایده پاک بود، اجرا ناپاک شد!». رفقا مدعی شدند هم‌تراز دانستن کمونیسم با نازیسم، نسبی‌سازی هولوکاست و تحریف تاریخ است؛ گویی گلوله‌ای که در زیرزمین‌های کا‌گ‌ب بر شقیقه دگراندیشان شلیک می‌شد، چون به نام «برابری و رهایی پرولتاریا» بود، باید در پیشگاه تاریخ بخشیده شود! مرثیه‌سرایان عدالت نشان دادند که در مرام چپ، جنایت اگر با شعارهای رمانتیک اتوپیایی بزک شود، نه‌تنها بخشیدنی است، بلکه به کارگزاران نظری‌اش حق می‌دهد تا ابد بر مسند قاضی‌القضات اخلاقی جهان بنشینند.
  • ❤ 1
Older posts →

About this channel

How can I read @gerdeatash without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for گرد آتش - Round the Fire: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does گرد آتش - Round the Fire have?
گرد آتش - Round the Fire (@gerdeatash) has 900 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does گرد آتش - Round the Fire know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →