هم من و هم خواهرمو ایشون بدنیا آوردن موقعی که مامانم پرنیا رو باردار بود من یک عکس توی مطب با خود دکتر دارم خیلی گوگولی به نظر میاد سال پیش که فهمیدم فوت کردن خیلی ناراحت شدم روحشون شاد🖤
دکتری که از عنفوان طفولیت تا چهارده سالگی فقط منو پیش ایشون میبردن ویزیت. خودم هیچی ازش یادم نمیاد ولی مادرم میگه خیلی دکتر باحوصله، خوش اخلاق و اصطلاحا کاردرستی بود. مادر میگه همیشه اول بچه رو میذاشت روی ترازو. بار اولی که منو برده پیشش بخاطر سوختگی مختصر ناحیه دیاپر (قسمتی که پوشک میکنیم بچه رو) بوده و دکتر در پایان ویزیت میگه این بچه همه چیش خوبه فقط یذره وزنش کمه. یه پماد مینویسه واسه سوختگی و یه کاغذ پر از مواد غذایی ای که لازم بوده رو مینویسه و میگه یه ماه بعد بیا دوباره ببینمش. مامان میگه یه ماه بعد رفتم و تا گذاشتت روی ترازو گفت آفررین، الان وزنش عالیه. مشخصه که مامان مهربون و دلسوزی هستی. چندین سالی هست که خبر دار شدم به رحمت خدا رفته. ظهر جمعه بود و یهو یاد ایشون افتادم. شما چی؟ دکتر بچگیاتونو یادتونه؟ خاطره ای ازش دارین؟