TGViewer
کاغذِ خط‌خطی (داستان-رمان) کاغذِ خط‌خطی (داستان-رمان) @fiction_12 · 7.61K subscribers
Post #8937 222

Forwarded from کاغذِ خط‌خطی (داستان-رمان)

لرزش

نوشتۀ #م_سرخوش

از چهارپایه که بالا رفتم تا پردۀ شسته‌شدۀ اتاق‌خواب را نصب کنم، اتفاقی چشمم به پنجرۀ همسایۀ روبه‌رویی افتاد. همسرم که پایینِ چهارپایه، پرده‌به‌دست منتظر بود، گفت: «به چی ماتت برده که این‌جور خشکت زده؟»

بدون این‌که چشم از منظره‌ای که در خانۀ همسایه می‌دیدم بردارم، جواب دادم: «این همسایه‌هه که تازه اومده... همون که...»

«همون که یه‌سره با بچه‌ش دعوا می‌کنه و سروصدا راه می‌ندازه؟»

«آره».

«خب چیه مگه؟»

از چند ماه قبل که این همسایه به خانۀ پُشتیِ ما اسباب‌کشی کرده بود، من و همسرم آسایش نداشتیم. از صبحِ زود تا نیمه‌شب، مدام صدای جیغ‌وداد زن در اتاق‌خواب ما می‌پیچید. «دِ وا کن اون دهنِ صاحب‌مرده رو. بخور دیگه، غذاست، زهر مار که نیست» یا «ای خدا مرگت بده که من زودتر راحت بشم، باز که شاشیدی به خودت...»

پنجرۀ اتاق‌خوابِ ما چون مشرف به نمای مجتمعِ آپارمانیِ پُشتی بود، از کفِ اتاق فاصله داشت و تقریبأ چسبیده بود به سقف.

گفتم: «خودت بیا بالا ببین» و به همسرم کمک کردم روی چهارپایه بیاید. آن بالا وضعِ نامتعادلی داشتیم. به‌اجبار هم‌دیگر را بغل کردیم و از پنجرۀ همسایه دیدیم پیرمردی روی تخت دراز کشیده است. بدنش بی‌حرکت بود، اما به‌شکل دردناکی تمام هیکلش لق‌لق می‌لرزید. زن مسنی داشت با قاشق به او غذا می‌داد. پیرمرد انگار که نمی‌خواست چیزی بخورد، مدام سرش را به چپ‌وراست تکان می‌داد و آه‌وناله‌ای نامفهوم از گلویش بیرون می‌آمد. زن، نفرین‌کنان و به‌زور سرش را نگه‌ می‌داشت و غذا را به حلقش می‌ریخت.
حس کردم بدن همسرم در بغلم دارد می‌لرزد، شاید هم بدن من بود که می‌لرزید و فقط همسرم می‌توانست این لرزش را حس کند.

پایان.
@Fiction_12
More from @fiction_12
  1. Oct 16, 2026صدفیلمی که قبل از مرگ باید دید در... 📕@honar7modiran جملات طلایی انگیزشی 📕@khalse_daroon…
  2. Oct 10, 2026«روزی روزگاری، دیروز» (صفحهٔ ۱۵۰ کتاب) نویسنده: #حنیف_قریشی @Fiction_12
  3. Oct 10, 2026تا آخر هفته، در گروه #خط‌به‌خط_باهم می‌خواهیم داستان «روزی روزگاری، دیروز» از نویسندۀ انگل…
  4. Oct 9, 2026احساسِ بی‌نام نوشتۀ #م_سرخوش خشم، نفرت، غم، پوچی، ضعف، رهاشدگی، آسیب‌دیدن، جنون، وحشت، گم‌…
  5. Oct 3, 2026«تو گرو بگذار، من پس می‌گیرم» (صفحهٔ ۱۲ کتاب) نویسنده: #شرمن_الکسی @Fiction_12
  6. Oct 3, 2026تا آخر هفته، در گروه #خط‌به‌خط_باهم می‌خواهیم داستان «تو گرو بگذار، من پس می‌گیرم» از نویس…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →