چقدر زیبا بود((:
و عمیق جریان زندگی کردن نشون داد.
دوسش داشتم❤️😭
مرسیییی از قلم زیبات دخترررر😍
Post #43072
33
ᴛᴏɴ⁶¹⁸👾 🌹:https://t.me/feeling_powerful ساعت پنج و چهل دقیقهی صبح بود که از خانه بیرون زد. دامن سرمهای پوشیده بود با یک کت کوتاه کرمرنگ و کفشهای پاشنهدار قهوهای. هوا سرد بود، اما شال نازکش را دور گردنش انداخت و راه افتاد. هیچکس نمیدانست چرا آن صبح تصمیم گرفته…