درس و استاد روانشناسی شخصیت تا اینجای این ترم، درس مورد علاقم شد. استادش یک مرد ۴۰ خورده ای سال است با یک لباس چهارخونه و یکم چاق( وایب راحتی میده کامل) نسبت به استاد های مَرد ترم پیش که همشون کت شلوار پوش و پرستیژ بالا و کاریزماتیک بودن و جدی بودن، این خیلی احساس راحتی و گرما میده و اروم و با حوصله است. درسش هم جالب و مفهوم و نظریه هاشو دوست دارم( ایکاش کتابشو بتونم بگیرم، یک میلیون ۴۰۰ تومان ناقابل)
1405/7/7 اِ تاریخ رند. صبح کلاس دانشگاه داشتم، خوب بود. بعدش رفتم خونه نغمه و سریال و صحبت. اومدم خونه ناهار خوردم و یکم خوابیدم. رفتم نشست کتابخوانی با مهدی صحبت کردیم و کتاب تموم کردیم و بستنی خوردیم و اهنگگوش کردیم. برگشتنی خونه کتاب صوتی گوش دادم. حموم رفتم، استراحت کردم. یک ساعت با نغمه تلفنی صحبت کردم. سریال دیدم. اینستاگردی کردم.
1 قسمت بی ال. 2 قسمت وان پیس. 2 قسمت سریال چینی. 2 قسمت سریال امریکایی.
و شب دارم زود میخوابم ، روز پر فعالیت و در جریانی بود و خوب بود. #پایان_روز
باورم نمیشه که چشمام داره میره(: این روزا خیلی مشغولم، خیلی درحال دویدن از دانشگاه به فعالیت های دیگه هستم و صبح زود بیدار شدن من رو خسته کرده ... دارم سعی میکنم حال روحیم با مشغول بودن و فعال بودن بهتر نگه دارم.. دارم سعی میکنم لا به لایه دویدن ها، دانشگاها، بالا و پایین رفتن طبقات و پله ها و درس و روانشناسی و کتاب و سریال و نشست کتابخوانی و دوستام، یه حس گرما برای خودم حس کنم. دلتنگتم؟ خیلی(: جات خالیه؟ خیلی(: این روزا اوج تلاشم برای زندگی ، دویدن و سوار اتوبوس شدن و جریان داشتن زندگیه که حداقل حس کنم میتونم جریان زندگیو در بیرون حس کنم حتی اگر خونه جدید حس جریان زندگی بهم نمیده هنوز.. هنوز نمیفهمم یک سری ساعت هام چطور میگذره ولی حداقل در جریان میگذره و این حالمو بهتر میکنه. اتاق هنوز بوی اتاق نمیده و من هنوز گیج خیلی چیز هام.. ترم جدید دانشگاه شروع شده و به یاد ندارم که از کی دیگه خیلی چیز هارو جدی نگرفتم. در جریان داشتن زندگی رو دوست دارم، حس نوازش نسیم گرم میون سرمای پاییز میده بهم و گهگاهی باعث لبخند و خندیدم میشه و این خوبه..
#پیشنهاد_کتاب این کتاب رو من و مهدی در نشست کتابخوانی دو نفری خوندیم. کتاب مونولوگ محور بود و به شدت پسندش کردم و ایده اصلی داستان و معنای زندگی در علاقه رو به خوبی نشون داد. موضوع کتاب درباره فردی بود که شغلش این کتاب هارو پِرس کنه و کتاب های ارزشمند جدا میکرد برای خودش و کلکسیون بزرگ کتاب داشت . شخصیت پردازی دقیقی از پوچ گرایی و عمق درون در زندگی ارائه داد. در وسط کتاب از خیلی از هنرمندان و نویسندگان و فیلسوف و نقاشان نام برده شد و پایان کتاب فوقالعاده بود((: عمیقا تحت تاثیر پایانش قرار گرفتمم و مفهوم پایان دقیقا بیانگر اینکه زمانی که انسان معنای همیشگی زندگیش رو از دست بده چه بلایی سرش میاد؟ و اون معنای عمق وجودیش چقدر ریشه ای؟ غم از دست دادن همه چیز ... و نابود کردن خودمون با همون چیزی که معنای وجودیمونه چقدر میتونه آرمانگرایانه و عمیق و درونی و خاص باشه. داستان خط مستقیمی نداشت و رمان داستانی نیست و مونولوگ محوره اگر مونولوگ دوست دارید به شدت پیشنهادش میکنم .
How can I read @feeling_powerful without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀 have?
🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀 (@feeling_powerful) has 458 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀 know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.