باورم نمیشه که چشمام داره میره(:
این روزا خیلی مشغولم، خیلی درحال دویدن از دانشگاه به فعالیت های دیگه هستم و صبح زود بیدار شدن من رو خسته کرده ...
دارم سعی میکنم حال روحیم با مشغول بودن و فعال بودن بهتر نگه دارم..
دارم سعی میکنم لا به لایه دویدن ها، دانشگاها، بالا و پایین رفتن طبقات و پله ها و درس و روانشناسی و کتاب و سریال و نشست کتابخوانی و دوستام، یه حس گرما برای خودم حس کنم.
دلتنگتم؟ خیلی(:
جات خالیه؟ خیلی(:
این روزا اوج تلاشم برای زندگی ، دویدن و سوار اتوبوس شدن و جریان داشتن زندگیه که حداقل حس کنم میتونم جریان زندگیو در بیرون حس کنم حتی اگر خونه جدید حس جریان زندگی بهم نمیده هنوز..
هنوز نمیفهمم یک سری ساعت هام چطور میگذره ولی حداقل در جریان میگذره و این حالمو بهتر میکنه.
اتاق هنوز بوی اتاق نمیده و من هنوز گیج خیلی چیز هام..
ترم جدید دانشگاه شروع شده و به یاد ندارم که از کی دیگه خیلی چیز هارو جدی نگرفتم.
در جریان داشتن زندگی رو دوست دارم، حس نوازش نسیم گرم میون سرمای پاییز میده بهم و گهگاهی باعث لبخند و خندیدم میشه و این خوبه..
#سکوت_من
Post #42933
70
- ❤🔥 5