🔹زمینهسازی برای تکفیرِ فراگیرِ دولتها و جوامع اسلامی
🔹کتاب «في ظلال القرآن» اثر سید قطب (۱۹۰۶–۱۹۶۶ م) بیتردید یکی از اثرگذارترین و در عین حال پرمناقشهترین متون تفسیری دوران معاصر است؛ اثری که در بستر تحولات سیاسی مصر و سالهای حبس طولانیمدت مؤلف، دستخوشِ چرخش و تغییراتی عمیق شد و از یک اثر ادبی-تبیینی به سلاحِ ایدئولوژیکِ اسلامگرایانِ رادیکال در جهان اسلام تبدیل گردید.
🔹در این نوشتارها میکوشم تا ضمن بازخوانی بخشهایی از سخنان سید قطب در تفسیرش، بررسی کنم که این دستگاه تفسیری چه نسبتی با مفاهیم و صورتبندیهای رایج در اسلامگراییِ رادیکال پیدا میکند و این نسبت در متن سید قطب تا کجا قابل اثبات است.
🔹سید قطب ذیل تفسیر آیهی ۶۰ از سورهی مائده مینویسد:
این مسأله در اینجا نیازمند تبیین و روشنگری است؛ زیرا نکتهای دارای دلالتی ویژه در سیاق این سوره است.
همانا طاغوت، هر قدرت و سلطهای است که از اقتدارِ الهی سرچشمه نگیرد، و هر حکمی است که بر شریعت خدا استوار نباشد، و هرگونه دستاندازی و تجاوزی است که از مرز حق فراتر رود. و تجاوز به اقتدار خدا، الوهیت او و حاکمیت او، زشتترین و طغیانآمیزترین نوع تجاوز است و از حیث لفظ و معنا، بیش از هر مورد دیگری در مفهوم طاغوت میگنجد.
و اهل کتاب، احبار و راهبان را [به شکل مناسکی و آیین عبادی] نپرستیدند، بلکه از شریعت آنان پیروی کردند و شریعت خدا را وانهادند. از اینرو خداوند آنان را بندگانِ آن راهبان نامید و مشرکشان خواند. و در این اشاره در اینجا، درست همین معنای دقیق مورد نظر است. بنابراین، آنان طاغوت را عبادت کردند. یعنی همان مراجع و قدرتهای سرکش و متجاوز از حق را. و ایشان این قدرتها را نه به معنای سجده و رکوع برای آنها، بلکه به معنای پیروی و فرمانبرداری پرستیدند. و این، عبادتی است که صاحبِ خود را از بندگیِ خدا و از دینِ خدا خارج میسازد.
فی ظلال القرآن، ج ۲، ص ۹۲۶ و ۹۲۷.
این فراز از سخنان سید قطب را میتوان دربردارندهی یکی از کلیدیترین مبانیِ فکریِ وی دانست؛ جایی که قطب به دنبال پیریزی و سپس تثبیت تعریفی جدید از مفاهیم و عباراتی چون «طاغوت» و «عبادت طاغوت» است که بعدا مورد استقبال شدید اسلامگرایانِ حَرَکی و بُنیادگرا نیز قرار گرفت.
با توجه به سخنان سید قطب در این فراز از تفسیرش، به نکاتی اشاره میشود:
1️⃣ پیوند زدن مفهوم «طاغوت» به ساختار سیاسی مدرن
سید قطب مفهوم طاغوت را از مصادیق آشنای دینی فراتر میبرد و صریحاً آن را به اقتدار سیاسی، حکمرانی و تجاوز از حق پیوند میزند. مسألهی اصلی نه صِرفِ کاربرد سیاسی این مفهوم، بلکه گستره این تعریف و قابلیت آن برای ارزیابی نظامهای سیاسی بر مبنای میزان انطباق آنها با شریعت است. این خوانشِ قُطبی از مفهوم «طاغوت»، پس از سید قطب نزد اسلامگرایانِ حَرَکی محبوبیتِ شدیدی یافت و زمینهسازِ مواجههیِ تند و بعضا خشونتآمیز با نهادها و مؤسسات سیاسی و اداری در دولتهایِ جوامع اسلامی شد. میکوشم تا در آینده به برخی از نمونههای عینیِ پیامدهای این خوانش قُطبی از مفهوم «طاغوت» اشاره کنم.
2️⃣ خوانشِ سیاسی-اجتماعی از عملکردِ «احبار» و «راهبان» و پیروان ایشان
با آنکه آیاتِ مربوط به عملکرد احبار و راهبان در قرآن، ناظر به تحریف و تبدیل و دگرگونسازیِ عامدانه و آگاهانه و برنامهریزیشدهیِ شریعت از جانب ایشان و اطاعت کورکورانهی پیروان ایشان و عدم توجه به هشدارهای الهی است، سید قطب امّا با خوانشی سیاسی-اجتماعی از این آیات، آن را از بافت اصلی خود خارج کرده و به بافت دنیای مدرن و مباحث متعلق به دولت-ملتهای مدرن و نهادهای قانونگذاری و قوانین شهروندی پیوند زده است.
فارغ از دُرُستی یا نادُرُستی این روش از منظر معرفتی و زمانپریشبودن یا نبودنش، چنین نگرشی به آیاتِ بیانکنندهی عملکرد احبار و راهبان و پیروانشان، یکی دیگر از زمینههای پیریزی و تثبیت خوانشِ حَرَکی از نوع قُطبی در راستایِ تکفیر حاکمیتهای مسلمان و جوامع اسلامی است.
▪️ادامهی یادداشت در فرستهی بعدی: (اینجا)
🆔 @FarshidSharafi | فرشید شرفی