🔸نفیِ «وطن» بهعنوان انگیزهی مبارزه و انحصار مبارزه در مسیرِ «جهاد برای حاکمیتِ الله»
◾️سید قطب (نظریهپرداز مشهور گروههای بُنیادگرای سَلَفی-تکفیری) در بخشی از سخنانش در جلد دوم از تفسیر مشهور فی ظلال القرآن مینویسد:
وهم يُجاهدون في سبيلِ الله، لا في سبيلِ أنفسِهم، ولا في سبيلِ قومِهم، ولا في سبيلِ وطنِهم، ولا في سبيلِ جنسِهم… في سبيلِ الله… لتحقيقِ منهجِ الله، وتقريرِ سُلطانِه.
فی ظلال القرآن، ج ۲، ص ۹۱۹.
و آنان در راهِ خدا جهاد میکنند؛ نه در راهِ خودشان، و نه در راهِ قومشان، و نه در راهِ میهنشان، و نه در راهِ نژادشان… بلکه در راه خدا… برای تحقق بخشیدن به راه و روشِ خدا و تثبیتِ حاکمیتِ او.
◾️همانطور که ملاحظه فرمودید، سید قطب با ایجاد یک دوقطبیِ آشتیناپذیر میان «دین» و «وطن»، تلاش میکند تا هرگونه تعلق خاطر به خاک و ملیت را در تضاد با توحید خالص و مبارزه در راه خدا (جهاد) تعریف کند. با تکیه بر پاراگراف مورد بحث، ذکر نکاتی ضروری به نظر میرسد:
1️⃣ نفی صریح و قاطع «دفاع از وطن» به عنوان یک ارزش
سید قطب با استفاده از حرف نفی «لا» به صورت مکرر، به دنبال زدودن هر نوع انگیزهای به غیر از «حاکمیتِ الله» از ذهن مخاطب است. سید قطب از طریق همنشینیِ «دفاع از وطن»، «دفاع از خود»، «دفاع از قوم» و «دفاع از نژاد»، به دنبال زدودن هر نوع مشروعیت از «دفاع از وطن» بوده تا اصالت را صرفاً از آنِ «حاکمیتِ الله» بداند؛ مفهومی که از منظر سید قطب به هیچ شکلی امکان جمع شدن با «دفاع از وطن» را ندارد. در چنین فضای فکریای است که «دفاع از وطن» به گفتهی برخی صاحبانِ تفکرِ قُطبی «دفاع از مُشتی خاک» است چرا که خودِ وطن «مُشتی خاک» است! (در قسمتهای بعدی شواهدی صریح از سخنان سید قطب در این باب خواهد آمد)
2️⃣ پُررنگسازیِ یک دوقطبی؛ «حاکمیتِ الله» در برابر «دفاع از وطن»
قُطب معتقد است که مسیر خدا (سبیل الله) کاملاً از مسیر وطن (سبیل وطن) جداست و مؤمن واقعی کسی است که مبارزهاش فقط برای استقرار شریعت باشد، نه برای حفظ تمامیت ارضی یا منافع ملی. در منظومهی فکریِ قطب – چه آشکار و چه غیر آشکار – نهتنها امکانِ جمعِ میانِ «وطندوستی/ حس تعلق به سرزمینِ مادری» و «دینداری» مطرح نشده، بلکه وی همواره با استفاده از تکنیکهای مختلف بلاغی، به دوقطبیِ «وطندوستی-دینداری» دامن زده است.
3️⃣ زمینهسازی برای «جهانوطنی/ امّتگراییِ افراطی» و مشروعیت بخشی به تفکرات گروههای بنیادگرای تکفیری
قُطب مبارزه و جهاد را صرفا برای «حاکمیتِ الله» مشروع میداند و با قرار دادن «دفاع از وطن» در برابر آن، به اعتبارزدایی از دفاع از «وطن» پرداخته است. در چنین نگاهی، مرزهای جغرافیایی، همگی بازماندهی دوران «جاهلیت مدرن» هستند. برای او، تنها سرزمینی که ارزش دفاع دارد «دارالاسلام» است (در برابرِ دارالحرب) و مفهوم وطن (به معنای خاکی که فرد در آن متولد شده و با هموطنانش تاریخ مشترک دارد و بدان تعلق خاطر دارد) مفهومی وارداتی و بیارزش است. به همین دلیل است که گروههای بنیادگرای سَلَفی-تکفیری چون داعش که متاثر از افکارِ سید قطب شکل گرفتهاند، ضمن مخالفتِ تمام و کمال با حدّ و مرزهای موجود، همزمان با «دارالحرب» خواندنِ مناطقی که تحت سیطرهی ایشان نبود، به دنبال برچیدن مرزها و ملیتهای موجود و حاکم ساختنِ نظامِ خلافتِ اسلامی بر تمامِ زمین بوده و هستند.
🆔 @FarshidSharafi | فرشید شرفی