🔸سقوط «وطن» پایِ قُلّهی «ایدئولوژیِ قُطبی»!
◾️سید قطب (نظریهپرداز مشهور گروههای بُنیادگرای سَلَفی-تکفیری) در بخشی از سخنانش در جلد دوم از تفسیر مشهور فی ظلال القرآن مینویسد:
وينظر الإنسان من هذه القمة السامقة على السفوح الهابطة - في جميع الأمم على مدار الزمان - فيراها هنالك.. هنالك في السفوح.. ويرى بين تلك القمة السامقة والسفوح الهابطة صخوراً متردية، هنا وهناك، من الدهاء، والمراء، والسياسة، والكياسة، والبراعة، والمهارة، ومصلحة الدولة، ومصلحة الوطن، ومصلحة الجماعة.. إلى آخر الأسماء والعنوانات.. فإذا دقق الإنسان فيها النظر رأى من تحتها.. الدود..! وينظر الإنسان مرة أخرى فيرى نماذج الأمة المسلمة - وحدها - صاعدة من السفح إلى القمة.. تتناثر على مدار التاريخ، وهي تتطلع إلى القمة، التي وجهها إليها المنهج الفريد.
أما العفن الذي يسمونه «العدالة» في أمم الجاهلية الغابرة والحاضرة، فلا يستحق أن نرفع عنه الغطاء، في مثل هذا الجو النظيف الكريم.
فی ظلال القرآن، ج ۲، ص ۷۵۳.
و انسان از این قلهی بلند و سربه فلک کشیده به دامنههای پست و فروافتاده مینگرد - در تمام ملتها در طول تاریخ - و آنها را آنجا میبیند... آنجا در دامنهها... و میان آن قلهی بلند و دامنههای پست، صخرههایی در حال سقوط میبیند، در اینجا و آنجا، که نامشان زیرکی، رایپردازی و جَدَل، ریاکاری، سیاست، کیاست،چیرهدستی، مهارت، مصلحت دولت، مصلحت وطن، مصلحت جماعت و... تا آخرِ این نامها و عنوانهاست. پس اگر انسان با دقت در آنها بنگرد، در زیر آنها... کرمها را میبیند..! و انسان بار دیگر مینگرد و نمونههای امت مسلمان را میبیند - که تنها آنان - از دامنه به سوی قله بالا میروند... که در طول تاریخ پراکندهاند و چشم به سوی قله دارند؛ قلهای که آن روش (منهج) یگانه، آنان را به سویش متوجه کرده است.
اما آن تعفنی که در امتهای جاهلیتِ گذشته و حال، نامش را «عدالت» میگذارند، شایسته آن نیست که در چنین فضای پاک و کریمی، پرده از روی آن برداریم.
◾️سید قطب در این سطور و در ادامهی پیریزی و تثبیت ایدهپردازیهایش، مفاهیمی همچون «مصلحت ملی» و «وطندوستی» را نه تنها بیارزش، بلکه به عنوان موانعی در برابر «راه و روش الهی معرفی میکند. تحلیل این نگاه در سه محور قابل تبیین است:
1️⃣همنشینی «مصلحت وطن» با «ریا» و «حیله/ زیرکی» (تکنیک همنشینی معنایی)
سید قطب فهرستی از برخی مفاهیم اخلاقی و سیاسی را ردیف میکند. او واژگان و عباراتی شناختهشده در عرف سیاسی جهان مدرن را در کنار واژگان منفی قرار میدهد تا به شکلی از آنها تقدسزدایی کند:
صخرههایی در حال سقوط میبیند، در اینجا و آنجا، که نامشان زیرکی، ریاکاری، سیاست، کیاست، تردستی، مهارت، مصلحت دولت، مصلحت وطن، مصلحت جماعت و... تا آخرِ این نامها و عنوانهاست. پس اگر انسان با دقت در آنها بنگرد، در زیر آنها... کرمها را میبیند..!
2️⃣استعارهی «کِرمها» و دلالت زبانیِ آن بر ستیزِ با وطندوستی
سید قطب به منظورِ تحقیر مفاهیمی که منطبق بر ایدئولوژیِ او نیستند، از استعارهای مشمئزکننده استفاده کرده تا اثرگذاری کلامش بر مخاطب را بیشتر کند. او میگوید اگر زیر این سنگهایِ به ظاهر زیبا (مانند: مصلحت وطن) را نگاه کنید، "کرمها" را میبینید. بنابراین از منظر او هرگونه تلاش برای حفظ «وطن» اگر مغایر با اصول انتزاعی و ایدئولوژیک قطبی باشد، نه یک فضیلت، بلکه یک رذیلت اخلاقی است.
3️⃣برساخت دوقطبیِ «قُلّه» و «دامنههای پست» و پُررنگسازی آن
قُطب با برساخت دوقطبی «قُلّه-دامنههای پست"، وطندوستی و وطنگرایی را متعلق به دامنههای پست میداند. وی در پاراگراف آخر، تیر خلاص را میزند و هرگونه عدالتی را که در نظامهای غیر ایدئولوژیک وجود دارد، «عفن» (تعفن/گندیدگی) مینامد که حتی ارزش بررسی ندارد.
این نگاه، امکان هرگونه همزیستی میان «اسلامگرایی» و «ملیگرایی» را ناممکن میسازد. در این تفکر، شما نمیتوانید هم مسلمان باشید و هم اولویتتان وطنتان باشد؛ زیرا وطن در «پایین» و عقیده در «بالا» قرار دارد و جمع این دو ممکن نیست.
🆔 @FarshidSharafi | فرشید شرفی