پردهسرای شعر و ترانهٔ فرّخ سائس
ارتباط با شاعر: Sashyans@
Post #319
1.52K
#آبگینه_ی_جاری
برای
#کامیار_سائس
تو در آن سوی آبهای سپید
من در این تیرهخاکِ جانفرسا
بین ما صدهزار موجِ بلند
بینِ ما بیکرانیِ دریا
من خزانم٬ بهارِ شادی تو
میروم ای که ماندگار تویی
گرچه من سوختم ز بیبرگی
تو بمان سبز چون بهار تویی
در میان٬ آبگینهٔ جاری!
هر یکی نقشِ خود در آن دیدیم
ابر گشتیم هر دو خونآواز
بر زمینِ سیاه باریدیم
من در آیینه دیدمت ای دوست
اشکهامان به هم گره میخورد
در زلالِ نگاهِ تو شعری
تا سراپردهٔ غمم میبرد
قصه از آتشِ نیاکان بود
قصه از آن دو پاکِ بیهمتا
قصه از روزگارِ غمپرورد
قصه از آن دو باهمِ تنها
✨
اینک این من٬ پس از هزاران سال
یافتم در هزارهای غمناک٬
کامیارِ نجیبِ دوران را
سر بر افلاک و پای اندر خاک
میروم من تو جاودانه بمان
جویبارم٬ تو سروِ پا بر جای
در تو پیچیده روحِ تنهایم
عقده از اشکِ چشمِ من بگشای...
#فرخ_سائس
۲۷ بهمن ۱۳۹۶
@faranbagh
برای
#کامیار_سائس
تو در آن سوی آبهای سپید
من در این تیرهخاکِ جانفرسا
بین ما صدهزار موجِ بلند
بینِ ما بیکرانیِ دریا
من خزانم٬ بهارِ شادی تو
میروم ای که ماندگار تویی
گرچه من سوختم ز بیبرگی
تو بمان سبز چون بهار تویی
در میان٬ آبگینهٔ جاری!
هر یکی نقشِ خود در آن دیدیم
ابر گشتیم هر دو خونآواز
بر زمینِ سیاه باریدیم
من در آیینه دیدمت ای دوست
اشکهامان به هم گره میخورد
در زلالِ نگاهِ تو شعری
تا سراپردهٔ غمم میبرد
قصه از آتشِ نیاکان بود
قصه از آن دو پاکِ بیهمتا
قصه از روزگارِ غمپرورد
قصه از آن دو باهمِ تنها
✨
اینک این من٬ پس از هزاران سال
یافتم در هزارهای غمناک٬
کامیارِ نجیبِ دوران را
سر بر افلاک و پای اندر خاک
میروم من تو جاودانه بمان
جویبارم٬ تو سروِ پا بر جای
در تو پیچیده روحِ تنهایم
عقده از اشکِ چشمِ من بگشای...
#فرخ_سائس
۲۷ بهمن ۱۳۹۶
@faranbagh







