#آیینهسرا
چشمِ من آینهدرآینهٔ لطفِ خداست
چشمِ تو آینهبندانِ همه آینههاست
چشمِ من جز تو نبیند که در این آیینه
سخن از هرچه جز آیینهٔ رویِ تو خطاست
آنچه آیینِ بتاناست در آیینهٔ توست
وآنچه در صورتِ چین است به حسنِ تو گواست
شمعدان از سرِ انگشتِ دلاویز کند
نوعروسی که در آیینهٔ اشراق رهاست
بوسهٔ مهر در آیینهٔ دشنام خوش است
ناسزا از لبِ پرنوشِ تو ای ماه سزاست
معبدِ مهری و محرابِ جهان ابرُویِ توست
وان دو آیینه پریخانهٔ خورشیدنماست
سینه آیینهٔ صافیست خدایا مپسند
که بگویند که آیینه ز آیینه جداست
شعرم آیینهدرآیینهٔ رویِ تو پریست
که هرآیینه در آیینهٔ ما عکسِ شماست
غزلِ فرّخِ ما بود که بر آیینه
عرضه کردیم و بخندید که آیینهسراست...
اردیبهشت ۱۳۸۸
#فرخ_سائس
#سینهسرخها
@Faranbagh
Post #293
882