گفتند خاموشی گزین
خاموشفریادی برآوردم
آه از نهاد خاطر شادی برآوردم
گفتند خاموشی گزین،
آوازهات آرامشِ دریا برآشوبد
آوازِ ناسازِ تو پتکِ فتنه بر سندانِ غم کوبد
آرامِ ما روبد
در گوشهٔ بیداد خواندم،
از نهادِ خستگان دادی برآوردم
گفتند خاموشی گزین
منشین حزین
تاچند از این ماتمنشینی
وقت است تا جامِ دمادم برگزینی
تا چند با غم همنشینی؟
خاموش ننشستم
خروش از چنگِ غمزادی برآوردم
گفتند خاموش گزین
ای چنگِ باران
تا چند مینالی چنانچون سوگواران
دیگر نخواهد بود رودیّ و سرودی با بهاران
زخمی زدم خوش بر رگِ سازی
آوازی از کنجِ غمآبادی برآوردم
گفتند خاموشی گزین،
صیدِ دلِ ما کن
منشین ترش، از ابروان باری گره وا کن
دل، جامِ دریا کن
دامی فکندم
تا دمار از روزگار کهنهصیادی برآوردم
گفتند خاموشی گزین
روشنتر از خاموشی آیا شبچراغی هست؟
آن سوی خاموشی گلآیین باغ و راغی هست
هم با زبانِ سرخ سرسبزانِ یاغی را
درفشی، درد و داغی هست
اشکی نیفشاندم،
نه از سوز جگر
- سرد و سیه -
بادی برآوردم
گفتند خاموشی گزین،
خورشید خاموشید
آن هفت دریا آبشان خوشید
یادِ تو از ذهن و ضمیر عاشقان دیگر فراموشید
از هفتبند شب،
بهآیین بانگ آزادی
برآوردم
#Abstract_Bard (Farrokh_Saes)
#فرخ_سائس
#Abstract_Bard
#Iran
#فرخ_سائس
#بانگ_آزادی
#شعر_نیمایی
#شعر_معاصر
#شعر_اجتماعی
#سمبولیسم_اجتماعی
#ایران
#ایران_آزاد
#ایران_آزاد_و_شاد
https://www.instagram.com/tv/CmM2z4bgKcN/?igshid=MDJmNzVkMjY=
Post #363
748