فآشای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای
ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم
گل" : منظور گل سرخ است. گل اغلب درغزلها استعاره از محبوب است دراینجانیز به رغم آنکه ظاهرا روی سخن با خودِ گل سرخ است لیکن چیدمان استادانه ی واژه ها بگونه ای طراحی شده که واژه ی "گل" معنای معشوق راهم برساند گویی که خطاب به معشوق می فرماید: ای گل… داغ: سرخ شدن "داغ ِ صبوحی" : سرخ شدن ازشراب صبحگاهی "صبوحی" : شراب صبحگاهی ، ثلاثـهی غسـّاله ، هنگام صبح سه جام شراب مینوشیدند : یکی برای دفع سر درد و خماری شب پیش ، یکی برای شادابی ، و یکی هم برای شستوشوی معده ، به این سه جام "ثلاثهی غسّاله" یا همان صبوحی میگویند.
حافظ به گل ِ سرخ طعنه می زند ومی فرماید: معنی بیت: ای گل سرخ یا (ای معشوق گلچهره )، اینگونه به سرخی ِ خویش مَناز وجلوه گری مکن، سُرخی تو ازاثراتِ شراب ِ صبحگاهیست که خورده ای، توهرروز صبح شراب می خوری ورُخسارت سرخ می شود. اگریک روزشراب نخوری معلوم می شود که صورتت چه رنگی دارد.! سرخی ِ صورت باید ذاتی وجاودانی باشد، همانگونه که ما شقایق ها(عشاق ودلدادگان) با سرخ رویی زاده می شوییم وداغی ِ صورت ما ذاتیست. شقایق نمادِ عاشقیست. حافظ دراینجا خودرا جزو شقایق ها گرفته تابگوید که ما عاشقان از ازل واوّل عاشق زاده شده ایم وداغی که بردلِ ماست اَزلیست(درزمان خلقت فروغی ازپرتوحُسن محبوب ازلی دریافتیم وعاشق شدیم ودلمان داغدارشد)
ما بیغمانِ مست دل از دست دادهایم همرازِ عشق و همنفسِ جامِ بادهایم بر ما بسی کمانِ ملامت کشیدهاند تا کارِ خود ز ابرویِ جانان گشادهایم ای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم پیرِ مُغان ز توبهٔ ما گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم کار از تو میرود، مددی ای دلیلِ راه کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم چون لاله، مِی مبین و قَدَح در میانِ کار این داغ بین که بر دلِ خونین نهادهایم گفتی که «حافظ این همه رنگ و خیال چیست؟!» نقشِ غلط مَبین که همان لوحِ سادهایم
البته بماند که به خودی خود کتاب های ج.ا یعنی سوگیری. اینجوریه که ببین من بهت غرب رو معرفی میکنم ولی انقدر نقدش میکنم انقدر نقدش میکنم که تو غلط کردی اون رو بپذیری.آزادی اندیشه؟صفر.
کاش تدریس جامعهشناسی رو به من نمیدادن.بنده حتی طرح درس خودم رو کاملا سیاسی و با سوگیری ناخودآگاه در ذهن دانش آموز طراحی میکنم.اسم استعمار میاد محاله نمونه های غربی رو نگم.اسم قدرت نامشروع میاد محاله از قدرت های نامشروع مثال نزنم.این جلسه هم لیبراسیم و سوسیالسم و کمونیسم بود یه جوری تنظیم کردم که تا عمر دارن از چپ و راست براشون گفتن بدونن کت و باید تن کی کنن.✨