گل" : منظور گل سرخ است. گل اغلب درغزلها استعاره از محبوب است دراینجانیز به رغم آنکه ظاهرا روی سخن با خودِ گل سرخ است لیکن چیدمان استادانه ی واژه ها بگونه ای طراحی شده که واژه ی "گل" معنای معشوق راهم برساند گویی که خطاب به معشوق می فرماید: ای گل…
داغ: سرخ شدن
"داغ ِ صبوحی" : سرخ شدن ازشراب صبحگاهی
"صبوحی" : شراب صبحگاهی ، ثلاثـهی غسـّاله ، هنگام صبح سه جام شراب مینوشیدند : یکی برای دفع سر درد و خماری شب پیش ، یکی برای شادابی ، و یکی هم برای شستوشوی معده ، به این سه جام "ثلاثهی غسّاله" یا همان صبوحی میگویند.
حافظ به گل ِ سرخ طعنه می زند ومی فرماید:
معنی بیت: ای گل سرخ یا (ای معشوق گلچهره )، اینگونه به سرخی ِ خویش مَناز وجلوه گری مکن، سُرخی تو ازاثراتِ شراب ِ صبحگاهیست که خورده ای، توهرروز صبح شراب می خوری ورُخسارت سرخ می شود. اگریک روزشراب نخوری معلوم می شود که صورتت چه رنگی دارد.! سرخی ِ صورت باید ذاتی وجاودانی باشد، همانگونه که ما شقایق ها(عشاق ودلدادگان) با سرخ رویی زاده می شوییم وداغی ِ صورت ما ذاتیست. شقایق نمادِ عاشقیست. حافظ دراینجا خودرا جزو شقایق ها گرفته تابگوید که ما عاشقان از ازل واوّل عاشق زاده شده ایم وداغی که بردلِ ماست اَزلیست(درزمان خلقت فروغی ازپرتوحُسن محبوب ازلی دریافتیم وعاشق شدیم ودلمان داغدارشد)
Post #3884
101
فآش ای گُل تو دوش داغِ صَبوحی کشیدهای ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم