من هی به خودم میام میبینم تنها چیزهایی که دیگه این روزها نمیخوامشون ازت،دقیقا همون هایی ان که نهایت آرزوی من دقیقا در همچین لحظات و ایّامی بودن.چقدر من از این دنیات و گذرش میترسم.چقدر از این حد عوض شدن میترسم.به آرزوهای پشیمون کننده و بچگانهمون یه «نه» بزرگ بگو.بذار ناراحت شیم اصلا.آره میدونم ما نفهمیم ولی تو همیشه همینقدر خدا باش..
خلاصه که جانم، ادایید؛ سطحی و لودهاید. از فرهنگ اصیل ایرانی بیگانهاید. در تمام تاریخ چندهزارساله این خاک، حتی در سوگ کشتهشدگان مظلوم به دست حکومتها، هیچ گروهی این مسخرگیها را نکرده. آهنگ بنیامین و معین و ساسی و حامدپهلان نگذاشته. پا بر جنازه و قبر نکوبیده و قر کمرش را خالی نکرده. همانقدر که سبک زندگی و شادیتان متاثر از فضایمجازی است، ادای عزا درآوردنتان هم هست. حیف از این جوانهای رفته....
یکی از معروفترین مادران داغدار در ادبیات فارسی، مادر «حسنک وزیر» بوده که شرح زندگی و بر دار رفتن حسنک و واکنش متفاوت مادرش تو تاریخ بیهقی به تفصیل اومده. حسنک آخرین وزیر سلطان محمود غزنوی بود که به دستور مسعود غزنوی به دار آویخته میشه و پیکرش هفت سال بر دار میمونه. مادر حسنک هرچند زنی شجاع و دلیر بود و برای شاد نشدن دشمنان جزع نکرد، اما از درد گریه کرد و عزای پسر رو اقامه کرد و با ادا بازی رقص بندری نکرد!
«و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآور، چون بشنید جزعی نکرد، چنانکه زنان کنند، بلکه گریست به درد، چنانکه حاضران از درد وی خون گریستند!»
بعد از کشتهشدن سهراب، بهدست رستم، واکنش و گریهزاری پدر بر پیکر پهلوانش که معروفه و همه ایرانیها شنیدن. درباره رسیدن خبر مرگ پسر جوان به مادرش هم فردوسی به سوگواری و پارهکردن پیراهن و گیسو به باد دادن و خاکتیره بر سر ریختن اشاره میکنه و همچنان در آیین ایرانی خبری از فشفشه روشنکردن و گروه موسیقی زنده و رقص باباکرم نیست!
«بزد چنگ و بدرید پیراهنش درخشان شد آن لعل زیباتنش
همی خاک تیره بهسر برفکند بدندان همه گشت بازو بکند»
یا مثلا در شاهنامه وقتی صحبت از مرگ و کشتهشدن سیاوش، پهلوان نامدار و جوانمرد ایرانی میشه، فردوسی بزرگ به سوگواری و مویه و گریه کردن ایرانیان اشاره میکنه که تمام ملک ایران، سراسر گریه و اشک جامهدریدن شد؛ نه رقص و کف و دف و قر و قمیش!
«برفتند با مویه ایرانیان بدان سوگ بسته به زاری میان
همه دیده پرخون و رخسار زرد زبان از سیاوش پر از یادکرد»
از ایران باستان تا امروز، الگوی سوگواری ایرانیان بر پایه مویه و جامهدریدن و گریهٔ جمعی بر پیکر و مزار درگذشتهها بوده. چه در سنتهای پیشااسلامی مثل زرتشتیگری و چه بعد از ورود اسلام ، مزار شخص تازه در گذشته محل اندوه و حرمت بوده و بشدت احترامش حفظ میشده.
حتی تو آیینهای کهنتر و متون اصیل ادبیات فارسی درباره مراسمهای سوگ قهرمانان، مثل سوگواریهای اشاره شده در شاهنامه بعد از کشته شدن سیاوش یا سهراب، واکنش اصلی بازماندهها، سوگ آیینی و گریه و خاک بر سر ریختن بوده.
«همی ریخت خون و همی کند موی سرش پر ز خاک و پر آب روی»
حتی با آیین و فرهنگ اصیل ایرانی بیگانهاید و با مزخرف ترین آهنگها بر جمجمه کشتگان پایکوبی میکنید. سراسر ادایید و بی اصالت!
فآششیعیان مومن اما مخالف ولایت فقیه و اسلام سیاسی🤡
حالا یادتونه یه زمانی میگفتیم برای فعالیت های{صرفا}دینی انجمن حجتیه ای ها اکلیل افشانی نکنید.به افراد و موسساتی که به دنبال تربیت افراد {صرفا} دینمدار هستند دامن نزنید و همکاری نکنید؟حالا افرادی تربیت کردید که در همچین بهبوهه ای،شیعیان مومن اما مخالف ولایت فقیه و اسلام سیاسی هستند و مخاطب رضا پهلوی. دس خوش✨
فآشرضا پهلوی : هممیهنان متدین و باورمند به مذهب شیعه، جمهوری اسلامی از روز نخست به نام شما و دینتان، حکومت را به دست گرفت، و تا امروز دستاوردی جز فقر و فلاکت و جنایات علیه بشریت نداشته است. شما در جریان انقلاب ملی شیروخورشید، همچون دیگر خیزشهای این سالها،…
«بنیامیه فقط شیعیان نادانی،به بیتفاوتی روزگار میخواهد»
جمهوری اسلامی از روز نخست به نام شما و دینتان، حکومت را به دست گرفت، و تا امروز دستاوردی جز فقر و فلاکت و جنایات علیه بشریت نداشته است.
شما در جریان انقلاب ملی شیروخورشید، همچون دیگر خیزشهای این سالها، با چشم خود دیدید که جمهوری اسلامی و شخص خامنهای به نام دین و با حمایت روحانیت از هیچ جنایتی فروگذار نکردند؛ از کشتن شهروندان بیگناه با گلوله جنگی از جمله کودکان و دانشآموزان تا زدن تیر خلاص به مجروحان در بیمارستانها و شکنجه و قتل و تجاوز به دستگیرشدگان.
اینها همه و همه به اسم مذهب شیعه صورت گرفته است و میگیرد؛ مساجد را به پایگاه سرکوب بدل کردهاند و با شعار «حیدر حیدر» مغز هموطنانشان را نشانه میروند و بر سجاده خون نماز میخوانند.
روحانیت شیعه، که خود را متولی دین میداند، با همراهی یا سکوت در برابر این جنایات در این آزمون تاریخی مردود شد.
پیام من به شیعیان مومن اما مخالف ولایت فقیه و اسلام سیاسی این است که اگر دغدغه دین دارید، و میخواهید در آینده ایران، در آرامش و در قالبی غیرسیاسی و شخصی، مناسک دینی خود را دنبال کنید، در صف مقدم مبارزه با این رژیم نامشروع و رهبران جنایتکارش قرار بگیرید؛ دین و مذهب خود را از دست دجال زمان بازپس بگیرید؛ و نگذارید جنایات جمهوری اسلامی و سپاه تروریستی پاسداران انقلاب اسلامی به پای مذهب شما نوشته شود.
امروز جمع زیادی از متدینین در سنگر مبارزه با جمهوری اسلامی هستند. از آنها که هنوز به این مبارزه مقدس نپیوستهاند میخواهم تا دیر نشده، در کنار برادران و خواهران سنی خود و پیروان سایر ادیان، مذاهب و باورها بایستید، به اقیانوس ملت ایران بپیوندید و دین خود را از ضحاک و ضحاکیان بازپس گیرید که این هم برای خود شما و هم برای آینده مذهب شیعه و دین اسلام در ایران بهتر است.