قانون دوم ترمودینامیک خیلی ساده میگه که در یک سیستم منزوی، یعنی سیستمی که با بیرون تبادل انرژی و ماده نداره، آنتروپی خودبهخود کم نمیشه؛ یا ثابت میمونه یا بیشتر میشه.
آنتروپی رو اگه خیلی ساده بخوایم بگیم، میشه میزان پراکندگی انرژی و بینظمی یک سیستم. یعنی طبیعت معمولاً تمایل داره از حالتهای مرتبتر بره به سمت حالتهای پراکندهتر.
مثلاً گرما همیشه خودبهخود از جای گرمتر میره به جای سردتر. همین چایی که جلوی منه، اگه ولش کنم کمکم سرد میشه؛ ولی یه چای سرد هیچوقت همینطوری و بدون گرفتن انرژی از بیرون، خودش داغ نمیشه.
یه مثال دمدستیتر هم اتاقه. یه اتاق مرتب اگه مدتی ازش استفاده کنی و بهش نرسی، کمکم بههم میریزه؛ ولی یه اتاق بههمریخته هیچوقت خودش خودبهخود مرتب نمیشه. برای مرتب کردنش باید وقت و انرژی بذاری.
توی رابطههای انسانی هم میشه از همین ایده بهعنوان یه مثال استفاده کرد. اگه یه رابطه رو ول کنی، براش وقت نذاری و بهش انرژی ندی، کمکم سرد میشه و کیفیتش پایین میاد. خیلی چیزها برای اینکه سالم و مرتب بمونن، نیاز به رسیدگی دارن.
حالا نکته جالب اینجاست که موجود زنده دقیقاً داره همین کار رو انجام میده؛ یعنی مدام تلاش میکنه نظم خودش رو حفظ کنه.
برای همین باید دائماً انرژی بگیره؛ غذا بخوره، نور بگیره یا از یه منبع دیگه انرژی تأمین کنه تا بتونه خودش رو زنده و منظم نگه داره.
البته حیات برخلاف قانون دوم ترمودینامیک عمل نمیکنه. موجود زنده برای حفظ نظم خودش انرژی مصرف میکنه و در عوض گرما و انرژی رو وارد محیط میکنه؛ یعنی در مجموع، آنتروپی باز هم افزایش پیدا میکنه.
پس خیلی ساده:
زنده بودن یعنی مدام انرژی خرج کردن برای اینکه از هم نپاشی.
زنده بودن یعنی مقابله برابر فروپاشی.
Post #563
1.2K
- ❤ 14
- 🐳 1