⚡️اختلال تیک و تورت در کودکان
🔔اختلال تیک و سندرم تورت یک وضعیت عصبرشدی است که با حرکات یا صداهای ناگهانی، سریع، غیرارادی و تکراری (تیکها) بروز مییابد. این تیکها در کودکان اغلب بین ۴ تا ۶ سالگی آغاز شده و ممکن است در استرس تشدید شوند. نمود رفتاری آن میتواند شامل پلک زدن، تکانهای سر، بالا انداختن شانه، صاف کردن گلو، تولید صداهای نامفهوم یا حتی گفتن کلمات نامتعارف باشد. در نگاه ناآگاهانه جامعه، این رفتارها ممکن است به عنوان «بیادبی»، «عمدی» یا «نابهنجار» تعبیر شوند، در حالی که کودک کنترل کاملی بر آنها ندارد.
📹تحلیل روانشناختی و سیاسی مستند «من توره دارم، ولی توره من را ندارد»:
🔍این مستند تنها یک گزارش آموزشی درباره یک اختلال عصبی نیست؛ بلکه یک بیانیه روانشناختی و سیاسی درباره هویت، قدرت و مقاومت در برابر نظامهای هنجارساز است. مستند با قرار دادن کودکان در مرکز روایت، بهجای بیمارانگی، بر عاملیت آنان تأکید میکند.
🧠نگاه روانشناختی:
در مستند با وضوح و صراحتی قابل توجه، کودکان تجربه زیسته خود از تیکها، نگاههای خیره، قضاوت دیگران و گاه تمسخر را بازگو میکنند. این شرایط میتواند منجر به اضطراب اجتماعی، کاهش عزت نفس، و انزوای عاطفی شود. نکته عمیق روانشناختی اینجاست که مستند نشان میدهد بزرگترین رنج کودکان، اغلب خود تیکها نیستند، بلکه واکنش جامعه به آنهاست. در اینجا، نظریه برچسبزنی (Labeling Theory) آشکار میشود: وقتی کودک بهطور مکرر با برچسب «عجیب»، «مزاحم» یا «پرخاشگر» مواجه میشود، ممکن است این برچسب را درونیسازی کرده و هویت خود را حول آن بازتعریف کند. اما مستند با نمایش کودکان در فعالیتهای روزمره، خلاقیت و روابطشان، این برچسب را میشکند و نشان میدهد توره بخشی از شخصیت است، نه تمام شخصیت.
🧐تحلیل روانشناسی سیاسی (بدن به مثابه عرصه نبرد):
از منظر سیاسی،بدن این کودکان به عرصهای برای نبرد بین هنجارهای اجتماعی و تفاوتهای عصبی تبدیل شده است. نظامهای رسمی مانند مدرسه، که بر نظم، سکوت و یکنواختی رفتاری تأکید دارند، اغلب این بدنهای «پرسروصدا» و «پرحرکت» را به عنوان اخلالگر نظم میبینند. اینجا میتوان از مفهوم «زیستقدرت» (Biopower) فوکو سخن گفت: قدرتی که بدنها را مدیریت، طبقهبندی و در جهت هنجارهای اجتماعی تنظیم میکند. تیکها، به مثابه مقاومت ناخواسته بدن در برابر این انضباط، دائماً کودک را در موقعیت «متخلف» قرار میدهند.
✨مقاومت از طریق روایتگری:
نقطه قوت مستند،واژگون کردن رابطه ناظر/منظور است. کودکان از موضوع منفعل مشاهده و ترحم، به سوژههای فعال روایتگر تبدیل میشوند. آنها به ما میگویند: «این منم، این شرایط من است، و من آن را برای شما توضیح میدهم.» این عمل، شکلی از «مقاومت روایی» (Narrative Resistance) است. عنوان مستند نیز خود یک شعار سیاسی است: یک جداسازی قاطعانه بین «خودِ واقعی کودک» و «اختلال». آنها اعلام میکنند که توره ممکن است بخشی از زندگی آنها باشد، اما مالک و تعریفکننده آنها نیست. این اعلامیه، پاسخی عملی به نظریه انگ اجتماعی (Stigma) گافمن است.
⚠️پرسش نهایی:
مستند این پرسش بنیادین را پیش میکشد:وقتی تفاوت عصبی فرد، او را در حاشیه سیستمهای آموزشی و اجتماعی قرار میدهد، چگونه میتواند هویت خود را از چنگال تعاریف پزشکی و اجتماعی برهاند؟ پاسخ مستند در آموزش، گفتوگو و افزایش نمایندگی است. با دیده و شنیده شدن، این کودکان نه تنها آگاهی را افزایش میدهند، بلکه سیاستهای حذف و سکوت را به چالش میکشند و فضایی برای تنوع عصبی میگشایند. آنها بهواسطه صدای خود، از حاشیه به مرکز گفتمان درباره خودشان حرکت میکنند.
✍️نویسنده: فاطمه نعمتی، دانشجوی رشتهی روانشناسی دانشگاه تهران
🌱در کانال انجمن علمی کودکان استثنایی با ما همراه باشید…
| @ExChildren_Association |
Post #34
599

- ❤ 5
- 👌 1