تا حالا شده به خودت بگویی:«نگاه نکن!»
اما چند ثانیه بعد، دقیقاً همان چیزی را نگاه کنی که قرار بود نبینی؟
چرا وقتی چیزی را ممنوع، خطرناک، شرمآور یا خصوصی میدانیم، گاهی توجهمان بیشتر به سمت آن کشیده میشود؟
از دیدگاه فرگشتی سوال اساسی مطرح میشود:چرا مغز انسان اصلاً باید به چیزهای غیرعادی و ممنوع حساس باشد؟
پاسخ احتمالی:
سیستم توجه و تشخیص تهدید!
مغز انسان در محیطی تکامل پیدا کرده که توجه کردن به بعضی چیزها میتوانست تفاوت بین امنیت و خطر باشد.
یک صدای عجیب در بوتهها،یک حیوان ناشناخته،یک درگیری،یک فرد عصبانی،یا چیزی که ناگهان با الگوی معمول محیط تفاوت داشت، میتوانست ارزش بررسی کردن داشته باشد.
به همین دلیل
مغز ما فقط به چیزهای مهم توجه نمیکند؛بلکه به چیزهای غیرمنتظره و غیرعادی هم حساس استوقتی به چیزی برچسب «ممنوع»، «خصوصی» یا «خطرناک» میزنیم، اطلاعات آن برای مغز میتواند مهمتر شود.یعنی جملهی:«نبین!توجه نکن»گاهی بهجای اینکه توجه را خاموش کند، دقیقاً مشخص میکند که کجا را باید زیر نظر بگیری.
چرا چیزهای ممنوع میتوانند جذابتر شوند؟
یکی از مفاهیمی که برای توضیح این پدیده مطرح میشود، کنجکاوی ناشی از شکاف اطلاعاتی است.وقتی میدانیم چیزی وجود دارد اما اطلاعات کاملی دربارهاش نداریم، مغز با یک سؤال ناتمام مواجه میشود:«اونجا چه خبره؟چی داره اتفاق میافته؟چرا نباید ببینمش؟»
همین ناقص بودن اطلاعات میتواند توجه را بیشتر درگیر کند.
حتی گاهی خودِ ممنوعیت تبدیل به یک سرنخ میشود.يعنی مغز ممکن است ناخودآگاه اینطور پردازش کند:اگر گفتهاند نگاه نکن، پس احتمالاً چیزی آنجا هست که ارزش دیدن دارد.
اما چرا مغز به چیزهای ترسناک هم خیره میشود؟
اینجا پای تشخیص تهدید وسط میآید.
در محیطهای اجدادی، نادیده گرفتن یک خطر احتمالی میتوانست هزینهی زیادی داشته باشد اگر چیزی در محیط غیرعادی به نظر میرسید، بررسی کردنش میتوانست اطلاعات مهمی فراهم کند:خطر است؟غذاست؟رقیب است؟حیوان است؟یا فقط یک اتفاق بیاهمیت؟
بنابراین سیستم توجه انسان تمایل دارد بعضی محرکهای غیرعادی یا بالقوه تهدیدکننده را سریعتر بررسی کند.
به همین دلیل است که ممکن است هنگام دیدن یک تصادف، دعوا یا اتفاق عجیب، با اینکه میدانیم نباید خیره شویم، چشممان دوباره به سمت آن برگردد.پس چرا گاهی از چیزی که میترسیم هم نمیتوانیم چشم برداریم؟
چون ترس و توجه همیشه در جهت مخالف هم نیستند.اتفاقاً یک محرک ترسناک میتواند توجه را بیشتر به خودش جلب کند.از دید فرگشتی، این منطقی است:
اگر چیزی احتمال خطر دارد،
نادیده گرفتنش همیشه بهترین راهکار نیست.
مغز باید بفهمد:«واقعاً خطرناکه یا نه؟»
پس نگاه کردن میتواند بخشی از فرآیند ارزیابی باشد.
اما آیا هر چیزی که نباید ببینیم، حتماً جذابتر میشود؟
خیر!.اين یک قانون قطعی فرگشتی نیست
توجه انسان تحت تأثیر عوامل زیادی قرار دارد؛از شدت محرک و میزان تازگی آن گرفته تا تجربههای قبلی، اضطراب، زمینهی اجتماعی و اهمیت شخصی آن.
ضمن اینکه «ممنوع بودن» بهتنهایی قرار نیست همیشه باعث افزایش توجه شود.
اما وقتی ممنوعیت + ابهام + تازگی + اهمیت یا احتمال تهدید کنار هم قرار میگیرند،
احتمال درگیر شدن توجه میتواند بیشتر شود.
در نهایت فرگشت توضیح میدهد چرا مغزی که برای پیدا کردن اطلاعات مهم، شناسایی خطر و بررسی چیزهای غیرعادی تکامل یافته، ممکن است گاهی به محرکی خیره شود که خودش میداند بهتر است به آن نگاه نکند.
مشکل این نیست که مغزت نمیداند نباید نگاه کنی؛مشکل این است که
مغزت میخواهد بداند چرا نباید نگاه کنی!
📄 روژین
💢 تبادل علم، فرگشت و روانشناسی