چطور ممکن است در عصر تکنولوژی، چیزی به اندازهی «عادت ماهانه»طبیعیترین فرایند بدن؛ هنوز باعث خجالت، پنهانکاری یا حتی شرم شود؟!
قاعدگی بخشی طبیعی از زیستشناسی بدن انسان است؛اما در بسیاری از جوامع، صحبت کردن دربارهی آن هنوز با واژههایی مثل «کثیف»، «شرمآور» یا «نباید جلوی بقیه گفته شود» همراه است.
آیا بخشی از این حساسیت میتواند ریشههای بسیار قدیمیتری داشته باشد؟
پاسخ ساده این نیست که «فرگشت باعث تابو شدن پریود شده»!بلکه باید بین زیستشناسی، روانشناسی و فرهنگ تفاوت بگذاریم.
🩸 اول از همه:
چرا خودِ خون میتواند برای مغز مهم باشد؟
در طول تاریخ فرگشتی انسان، خون معمولاً میتوانست نشانهی زخم، آسیب، بیماری یا خطر باشد.بنابراین دستگاه عصبی انسان نسبت به نشانههایی مثل خون، ب ترشحات بدنی حساسیت بالایی پیدا کرده است اما خون قاعدگی با خون ناشی از زخم تفاوت دارد.با این حال، مغز انسان لزوماً از ابتدا همهی این تفاوتها را به شکل امروزی دستهبندی نمیکند.
اما آیا پنهانکردن قاعدگی در گذشته مزیتی داشت؟
خون یک علامت قابلتوجه برای دیگران بوده است در محیطهای اجدادی، خونریزی معمولاً میتوانست نشانهی زخم یا آسیب باشد. بنابراین خون چیزی نبود که موجود اجتماعی بتواند کاملاً نسبت به آن بیتفاوت باشد. بنابراین خواه یا نخواه باعث جلب شدن نگاه ها و تمایل فرد برای پنهان کردن وجود داشت!
اما :
مسئله فقط قاعدگی نبود؛ مسئله «تولیدمثل» نیز بود قاعدگی یک نشانهی مستقیم از چرخهی تولیدمثلی است.در جوامع انسانی، تولیدمثل فقط یک مسئلهی زیستی نبوده؛ با انتخاب شریک، روابط جنسی، بارداری، خویشاوندی و مراقبت از فرزند ارتباط داشته است.
بنابراین ممکن است نشانههای تولیدمثلی، اطلاعاتی دربارهی وضعیت جنسی یا باروری فرد ایجاد کنند.در چنین شرایطی، پنهانکردن بعضی اطلاعات تولیدمثلی میتوانسته ارزش اجتماعی پیدا کند.
❗️پس فرهنگ از کجا وارد میشود؟
فرهنگ میتواند یک پدیدهی کاملاً طبیعی را در یک جامعه «عادی» و در جامعهای دیگر «شرمآور» تعریف کند.مثلاً اگر یک دختر از کودکی بارها بشنود:«نباید کسی بفهمد پریود شدی.پد را قایم کن دربارهاش جلوی دیگران حرف نزن مردها یا جامعه نباید بفهمند.».
یعنی چیزی که ابتدا فقط یک فرایند زیستی بوده، میتواند تبدیل به یک «شرم اجتماعی» شود و تابو شکل بگیرد.
تابوی بدن زن همیشه از بیرون به زن تحمیل نمیشود❗️
تابو گاهی آنقدر در فرهنگ ریشه میدواند که زن، خودش به نگهبان همان تابو تبدیل میشود.زنستیزی فقط زمانی اتفاق نمیافتد که مردی زن را تحقیر کند❗️
گاهی باورهایی که قرنها دربارهی «بدن زن»، «پاکی»، «شرم» و «رفتار درست زنانه» ساخته شدهاند، آنقدر در ذهن جامعه جا میگیرند که خود زنان نیز همان معیارها را دربارهی خود و یکدیگر به کار میبرند.
در روانشناسی اجتماعی، بخشی از این پدیده را میتوان با مفهوم «زنستیزی درونیشده» توضیح دادوقتی باورها و هنجارهای تحقیرکننده درباره زنان، آنقدر در فرهنگ تکرار میشوند که خودِ زنان نیز ممکن است آنها را درباره خودشان یا زنان دیگر به کار ببرند
پس مسئله فقط این نیست که «چه کسی این تابو را ساخته؟» گاهی یک هنجار اجتماعی آنقدر نسلبهنسل منتقل میشود که دیگر معلوم نیست آغازش کجا بوده؛ فقط همه یاد گرفتهاند که باید آن را رعایت کنند️
❗️اماااا آیینی که خون قاعدگی را در چارچوب «نجاست» تعریف میکند، چگونه میتوان انتظار داشت این نگاه هیچ اثری بر نگرش پیروانش به بدن زن نداشته باشد؟چطور میتوان از برابری و کرامت زن سخن گفت، وقتی یکی از طبیعیترین فرایندهای بدن او هنوز در زبان و برخی احکام، با مفهوم «نجاست» گره خورده است؟
اگر تکنولوژی پیشرفت کرده، چرا این تابو هنوز از بین نرفته؟
چون پیشرفت تکنولوژی الزاماً به معنای تغییر فوری سازوکارهای اجتماعی نیست.
ممکن است ما در یک جامعه بتوانیم دربارهی هوش مصنوعی یا سفر فضایی صحبت کنیم، اما هنوز به یک دختر یاد بدهیم که پد بهداشتیاش را طوری حمل کند که هیچکس نبیند❗️❗️❗️
فرهنگ ها بسیار آهستهتر از تکنولوژی تغییر میکنند چیزی که نسل قبل به عنوان «شرم» یاد گرفته، میتواند به نسل بعد منتقل شود؛ حتی وقتی دیگر دلیل اولیهاش فراموش شده باشد!
فرگشت برای مادر شدن، یکی از پیچیدهترین و پرهزینهترین مسیرهای بدن زن را ساخته؛ اما عجیب اینجاست که جامعهای که از همین توانایی برای ادامهی نسل استفاده میکند، گاهی همان زن را بابت طبیعیترین نشانههای بدنش شرمنده میکند.
📄 روژین
💢 تبادل علم، فرگشت و روانشناسی