مردم سراسر دنیا برای توضیح اتفاقات اطرافشان، گاهی به دلایل ماورالطبیعی متوسل میشوند. ⁉️ اما سوال جالب اینجاست: آیا این توضیحات بیشتر برای پدیدههای طبیعی به کار میروند یا برای مسائل اجتماعی؟
از آغاز تمدنهای بشری، انسانها برای رمزگشایی از اسرار دنیای پیچیده اطرافشان به نیروهای ماوراءطبیعی پناه بردهاند. چرا طوفانها خشمگین میشوند؟ چرا بیماری ناگهان جان میگیرد؟ یا چرا جنگ و جنایت جوامع را به آشوب میکشد؟
✔این دو مقاله با بررسی دادههای قومنگاری از بیش از صد جامعه متنوع در سراسر جهان، به این سوال پاسخ میدهد آیا انسانها بیشتر از توضیحات ماوراءطبیعی برای فهم پدیدههای طبیعی مثل بیماری، بلایای طبیعی و قحطی استفاده میکنند، یا برای مسائل اجتماعی مانند جنگ، قتل و دزدی؟
نتایج این مطالعه نشان می دهد:
✔️توضیحات ماوراءطبیعی برای پدیدههای طبیعی، مثل بیماریهای عفونی، طوفانهای ویرانگر و قحطیهای ناشی از خشکسالی، بهمراتب رایجتر از پدیدههای اجتماعی هستند.
✔️ وقتی رویدادی مانند زلزله یا بیماری بدون عامل انسانی مشخص رخ میدهد، ذهن انسان به سرعت به سوی خدایان، ارواح یا نیروهای مرموزی مثل کارما میرود.
✔️ این یافته با نظریه «اخلاق دوگانه» همخوانی دارد که میگوید انسانها بهطور غریزی رویدادها را بهصورت رابطه بین عامل و دریافتکننده میبینند و در نبود عامل انسانی، به موجودات ماوراءطبیعی روی میآورند.
✔️ دانشمندانی مثل هیوم و فریزر از گذشته این ایده را مطرح کرده بودند که انسانها با انسانیسازی طبیعت، مانند دادن روح به طوفان یا درختان، دنیا را قابلفهمتر میکنند.
✔️ در مقابل، دیدگاههایی از دورکیم و وبر پیشنهاد میکنند که باورهای ماوراءطبیعی برای تقویت پیوندهای اجتماعی و توجیه رفتارهایی مثل قتل یا دزدی شکل گرفتهاند.
✔️نکته شگفتانگیز این است که هیچ جامعهای برای مسائل اجتماعی توضیح ماوراءطبیعی نداشت، مگر اینکه ابتدا برای پدیدههای طبیعی چنین باورهایی را شکل داده باشد.
گویی ذهن بشر ابتدا برای رمزگشایی از اسرار طبیعت به داستانهای ماوراءطبیعی روی آورده و سپس این ابزار را به دنیای اجتماعی برده است. در جوامع پیچیدهتر، با شهرهای شلوغ، اقتصاد پولی و فناوریهای پیشرفته، توضیحات ماوراءطبیعی برای مسائل اجتماعی مثل قتل و جنگ پررنگتر میشوند، شاید به این دلیل که در این جوامع، علل رفتارهای اجتماعی مبهمتر است یا نیاز به خدایان نگهبان هنجارها برای حفظ نظم بیشتر احساس میشود.
✔️این پژوهش همچنین پرده از الگوهای جالبی برمیدارد: در جوامع برابرتر، باورهای ماوراءطبیعی بیشتر به توضیح بلایای طبیعی گره خوردهاند، اما در جوامع نابرابر، این باورها اغلب برای توجیه جنگ به کار میروند ،گویی رهبران از همین باورها برای توجیح بیشتر استفاده می کنند برخلاف تصور، این باورها ارتباط مستقیمی با انسجام اجتماعی نداشتند.
✔️همچنین، برخلاف انتظار، تعداد دفعات وقوع رویدادها، مثل شیوع بیماری یا جنگ، هیچ تأثیری بر استفاده از توضیحات ماوراءطبیعی نداشت. این نشان میدهد که ذهن انسان، نه به خاطر تکرار رویدادها، بلکه به دلیل نیاز به یافتن معنا در ناشناختهها، به سوی نیروهای ماوراءطبیعی کشیده میشود.
این مطالعه با روشی دقیق و علمی انجام شد. دادهها از مجموعهای از جوامع متنوع با تماس فرهنگی محدود گردآوری شدند تا تأثیر انتقال فرهنگی به حداقل برسد. فرآیند کدگذاری با دقت طراحی شد، با نقلقولهای مستقیم برای توجیه تصمیمات، نظارت متخصصان خارجی، و ثبت سطح اطمینان پژوهشگران برای تضمین شفافیت. با این حال، دادههای مشاهدهای نمیتوانند رابطه علّی را اثبات کنند و گزارشهای قومنگاری ممکن است تحت تأثیر دیدگاههای غربی قومنگاران باشند. پیشنهاد میشود تحقیقات آینده با کاوش در دادههای تاریخی یا منابع جدید، این یافتهها را تأیید کنند و بهویژه نقش باورهای ماوراءطبیعی مجازاتکننده در جوامع پیچیده را بررسی کنند.
🦖 @Evolution_iran