در روانشناسی تکاملی و انسانشناسی عنوان بقایای رفتاری Behavioral Remnants یا عنوان وستیجیالهای فرهنگی/روانی Cultural/Psychological Vestiges بر این باور هستند که همانطور که بدن ما اندامهایی دارد که عملکرد اصلی خود را از دست دادهاند، مغز و فرهنگ ما نیز الگوهای رفتاری و روانیای را حفظ کرده که در محیط تکاملی گذشته سازگارانه بودند، اما ممکن است در دنیای مدرن ناسازگار یا حداقل غیرضروری باشند.
تحقیقات در این حوزه عمدتاً در چارچوب روانشناسی تکاملی انجام میشود. بنیانگذاران این رشته، مانند لدا کاسمایدز (Leda Cosmides) و جان توبی (John Tooby)، استدلال میکنند که مغز انسان مجموعهای از ماژولها یا مکانیسمهای روانیِ ساخته است که برای حل مشکلات خاص اجداد شکارگر-گردآورنده ما تکامل یافتهاند.1 شایعهپراکنی (Gossip)
شایعه، یک نمونه کلاسیک است. تحقیقات نشان میدهد که شایعه در گذشته عملکردهای مهمی داشته که امروز تا حدی تغییر کرده یا تشدید شدهاست:
کارکرد اصلی در گذشته (سازگارانه):
گردآوری اطلاعات:
در گروههای کوچک، شایعه یک ابزار کارآمد برای کسب اطلاعات درباره اعتمادپذیری، همکاری و شهرت دیگران بدون نیاز به تعامل مستقیم و پرخطر بود.
اجرای هنجارهای اجتماعی:
پخش شایعه در مورد افرادی که هنجارهای گروه را زیر پا میگذاشتند (مثلاً غذا پنهان می کردنند یا خیانت جنسی)، آن فرد تنبیه و سایر اعضا درس میگرفتند. این یک شکل از نظارت اجتماعی کمهزینه بود.
ایجاد اتحاد:
به اشتراک گذاشتن اطلاعات محرمانه درباره دیگران، پیوندهای اجتماعی بین افرادی که شایعه را منتشر میکنند، محکمتر میکرد.
وضعیت امروز (ناسازگار):
مقیاس:
ما دیگر در قبایل ۱۵۰ نفره زندگی نمیکنیم. امروز در شبکههای اجتماعی چندصد نفره تا چند هزار نفره فعالیت داریم. شایعه دیگر محدود به ی قبیله کوچک نیست که درستی آن بررسی شود و میتواند به سرعت و بدون صحت سنجی پخش شود و آسیبهای غیرقابل کنترلی به بار آورد.
کژکارکردی (Maladaptive):
همان مکانیسمی که برای نظارت بر
همقبیلهایها مفید بود، اکنون میتواند به زورگیری سایبری ،تشویق اضطراب اجتماعی و انتشار اخبار جعلی منجر شود. مغز ما هنوز به شایعه به عنوان یک منبع اطلاعاتی مهم پاسخ میدهد، حتی اگر این اطلاعات نادرست یا مخرب باشد.
2 مثالهای دیگر از رفتارهای وستیجیال
تحقیقات، موارد متعدد دیگری را نیز بررسی کردهاند:
استرس و اضطراب مزمن:
پاسخ جنگ یا گریز(Fight or Flight) برای نجات جان ما از دست یک فرد مفید بود. اما در دنیای مدرن، این سیستم با محرکهای غیرمرگبار (مثل تماس رئیس، ترافیک، قبضها) فعال میشود و منجر به اضطراب مزمن، فشار خون بالا و افسردگی میگردد.
میل به غذاهای شیرین و چرب:
در محیطی که منابع غذایی کمیاب بود، یک مکانیسم روانی که ما را به سمت کالریها سوق میداد، بسیار مفید بود. در دنیای وفور و فراوانی، همین مکانیسم انسان را مستعد ابتلا به چاقی و دیابت است.
تعصبات ناخودآگاه :
مغز ما برای دستهبندی سریع افراد به خودی (درونگروه) و غریبه (بیرون دگروه ) تکامل یافته بود. این امر در گذشته برای شناسایی متحدان یا تهدیدات ضروری بود. امروزه، همین مکانیسم میتواند به نژادپرستی، تبعیض جنسیتی و دیگر انواع تعصبات منجر شود، حتی در افرادی که آگاهانه به برابری اعتقاد دارند.
ترس غیرمنطقی و نترس بودن غیر منطقی:
ما به طور غریزی از مارها، عنکبوتها و ارتفاعات میترسیم تهدیدات باستانی، اما نسبت به خطرات مدرنتری رانندگی با سرعت بالا یا سیگار کشیدن که از نظر آماری بسیار مرگبارتر هستند، ترس کمتری داریم. زیرا مغز ما برای آن تهدیدات جدید ماژول تکامل یافتهای ندارد.
رفتارهای تشریفاتی و خرافات:
روانشناسان استدلال میکنند که تمایل به باورهای فراطبیعی و انجام آیینها ممکن است یک محصول جانبی از سیستمهای شناختی باشد که برای تشخیص عاملیت (Agency Detection) و ایجاد نظم و پیشبینیپذیری تکامل یافتهاند.
......ووووو
اعترافات یک شکارچی عصر حجری در بدن یک آدم مدرن!
🔺ما نمی خواهیم بگوییم این رفتارها چقدر احمقانه است اما می گوییم با درک بهتر و آگاهی از چرایی چنین رفتارهایی مدیریت این رفتارهای وستیجال ممکن است ،باور کنید هیچ ببر دندان شمشیری تعقیبمان نمی کند.
🦖 @Evolution_iran