Post #33363
617
یه سری از روابط من رو یاد اعضای کشتی مرواریدسیاه توی دزدان دریایی کارائیب میندازه. یه حدی که زمان توی یه ارتباطی بیشتر میگذره و یه صمیمیت عمیقی شکل می گیره، اون آدمها انگار دقیقا مثل اعضای نفرین شدهی مروارید سیاه، جزوی از اون رابطه میشن و میچسبن به زندگیت و خیلی نه راهی برای ترکشون وجود داره و نه قابلیت جایگزینی دارن. یه سری چیزارو فقط اونها میدونن. یه سری از حسهارو فقط اونها میفهمن، یه سری از قسمتهای زندگیت رو فقط وقتی کنار اونها بودی تجربه کردی. به نظرم سختترین استیج ارتباط که اصلا قابلیت برنامهریزی و زور زدن رو نداره همین استیجه. بهاش عمر آدمیه. ولی گنجه.