🕊 تنگه هرمز راهی به سوی صلح
#عمادالدین_باقی
📜سرمقاله روزنامه سازندگی،ش۲۳۳۳ سه شنبه۳۱شهریور۱۴۰۵
(این مقاله دو هفته پیش از انتشار نوشته شده است)
✍️شاید در زمانی که بعضی از سکانداران نظامی و سیاسی در ایران حرف از تغییر راهبرد تدافعی به تهاجمی و تشدید تنش دارند و آمریکاییها هم در عمل همین کار را انجام میدهند حرف از صلح زدن بی معنی به نظر برسد اما اتفاقاً درست همین وقت است که باید راهی برای آن جست. روزگذشته دبیر شعام گفت در روزهای آینده یک محدوده ممنوعه خارج از تنگه هرمز اعلام میشود اما این اقدام چه زمانی و در چه شرایطی می تواند مطلوبیت و کارآمدی داشته و به سود ایران باشد نه به زیان آن؟
پیش از اینکه به اصل سخن وارد شوم باید بعنوان مقدمه متذکر شوم که در جریان جنگ ها کسانی که زخم دیدهاند، عزیزی را از دست داده اند و یا نخوت و تحقیر مداوم قدرت غدار خارجی را میبینند نسبت به کلمه صلح احساس خوشایندی دارند و میل به انتقام در آنها طبیعی است و گاه واکنش تند نسبت به صلح خواهی نشان میدهند. برای اینان معمولاً این نکته که جنگ نمیتواند ابدی باشد و یا در جنگ باید به وضعیت موازنه قوا هم توجه کرد و اینکه ادامه جنگ میتواند همان زخمها و شهادتها و خسارتها را بیشتر و بیشتر کند، موضوعی حاشیهای تبدیل میشود.اما واقعیت این است که بالاخره باید جنگها در جایی پایان بیابند و چه بهتر که وقتی در موضع اقتدار هستیم این امر رخ بدهد.
نکته دیگر،فهم نادرستی است که از این کلمه وجود دارد.تصور میشود صلح، یعنی نرد عشق باختن با کسی است که تا دیروز دشمن خونی ما بود حال آنکه صلح فقط برای نفی جنگ است به ویژه که حکومتها اولین و فوریترین وظیفهشان تامین امنیت جانی و رفاه شهروندان است صلح کردن به معنی نادیده گرفتن ظلم دشمن نیست چنانکه صلح پیامبر با مشرکان نیز به حکم قاعده «الصلح خیر» بود و به معنی نادیده گرفتن جنایات آنها در دوره قدرت شان نبود اما زندگی در صلح و حفظ امنیت و آسایش مردم برایش اولویت داشت.
امروزه نیز کشورهای زیادی هستند که رقابت شان کمتر از دشمنی نیست اما با هم نمی جنگند و نوع جنگ شان متفاوت است. برای نمونه روسیه و چین با امریکا. دولت امریکا استراتژی اش را مقابله با قدرت یابی چین تعریف می کند به گونه ای که می توان گفت حتی جنگ ایران وآمریکا نیز ریشه در همان استراتژی امریکایی دارد و جنگ شرق و غرب است اما رئیس جمهور آمریکا به چین سفر می کند و رئیس جمهور چین هم به دیدار رئیس جمهور آمریکا می رود.بنابراین صلح در اینجا به معنای نفی جنگ است. ادامه انسداد تنگه هرمز و محاصره اقتصادی ایران نه به سود ایران است نه جهان و اجماع بین المللی علیه ایران و تشدید نابودی اقتصاد ایران و مشقت مردم را افزون تر می کند.
از اینرو راه دستیابی به صلح را چنانکه برخی می پندارند دشوار نمی دانم. چه بسا تاکنون در محافل تصمیم گیر تا حوزه عمومی پیشنهادات راهگشایی مطرح بوده و شاید برخی از آنها شباهتی به ایده پیشنهادی این نوشتار داشته باشند ولی در اینجا نکاتی برجسته تر باشد اما همه انها رافع تکلیف ما در تلاش برای تقویت صلح گرایی نیست.
راه مقتدرانه برای صلح این است که ایران اعلام کند همانطور که بسیاری از شخصیتهای سیاسی جهان گفتهاند تنگه هرمز تا قبل از جنگ باز بود وعامل بسته شدن آن جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل است و تاوان خسارتهای این جنگ بر عهده آنان است. اکنون که ایران ثابت کرده است که توان اعمال قدرت و کنترل تنگه هرمز را دارد بهتر است رسماً لیستی از کشورها را اعلام کند که بدون هیچ مانعی میتوانند مانند قبل از جنگ از تنگه هرمز تردد داشته باشند به جز آمریکا و اسرائیل و دولتهای متخاصم دیگر که در جنگ از امریکا و اسراییل حمایت کردند و در اعمال تحریم و فشار اقتصادی علیه ملت ایران مشارکت داشتتد و هر کشتی تجاری که با پرچم دولتهای متخاصم بخواهد عبور کند از آن ممانعت میشود. عبور شناورهای جنگی نیز بدون هماهنگی با دو کشور ایران و عمان ممنوع است. این موضع با حقوق بین الملل و قاعده «عبور بی ضرر» نیز قابل توضیح و توجیه است.
بدین ترتیب جریان انرژی برقرار میشود و آن بخش از بحران اقتصادی جهان که ناشی از انسداد تنگه هرمز است کاهش پیدا میکند ممکن است آمریکا هم با پرچم دیگر کشورها بخواهد تردد کند اما همین که دزدانه و بدون پرچم خود عبور میکند برای نشان دادن اقتدار ایران در تنگه هرمز کفایت میکند. دولت های متخاصم نیز در صورت ترک تخاصم و جبران خسارت در لیست سفید قرار گیرند.
با توجه به اینکه آمریکا و اسراییل در میانه مذاکرات، جنگ علیه ایران را آغاز کردند و ایران باید با آنها رودررو شود نه با کشورهای دیگر جهان، لذا این اقدام نه تنها جلوی اجماع جهانی علیه ایران را می گیرد بلکه همدلی با ايران را بر می انگیزد و آمریکا را برای شکستن محاصره تحت فشار قرار می دهد
( ادامه مقاله درصفحه بعد👇)
Post #2820
2.66K