۳- فرم و ساختار:
بهره جستن شاعر از سبک شعر آزاد به او این امکان را داده که سطرها کوتاه و بلند شوند و در عین حال دارای ریتم عاطفی باشند. حتی بعضی از تکسطرهای نسبتا بلند، تنه معناداری به شعر هایکو میزنند (کوردی تەنیا زوان زامەیل زمینه، زامێ ک ئاخێ نەکیشیت شەهیدت کەێگ، یەخچاڵ تەنۊرێگە ک نان گەرم دەسەیلم دەێگەو دەست، ئاگرێ ک وە کەلەمە ئەوکریاگە دە یەخبەنان کوورەو نیەوگ و......)
این آزادی عمل در فرم و ساختار و به تبع آن در استخدام واژه ها و همچنین نداشتن وزن عروضی و قافیه پنهان باعث میشود که شاعر درد را بدون فیلتر بیرون بریزد اما در جاهایی هم دچار خودسانسوری میشود و خواننده را در یک ناتمامی رها میکند!
شاید به دلیل ممیزی های انتشار باشد یا محصول زندگی در یک جامعه سنتی دگماتیک یا ...
۴- تم ها و محتوا:
محتوای اصلی کتاب از چرخه تکرارشونده زخم است. زخم هایی که سامان نمییابند و هویت آنها در عدم فراموشیشان است. حتی عنصر "دستمال" که استعاره ای از بستن زخم است در هیچ کدام از اشعار کتاب حضور ندارد. در اینجا فقط زخم زنده ترین موتیف است. زخمهای جغرافیایی، زخمهای زنانه و البته زخمهایی که حاصل تجربه و زیست شخصی نگارنده هستند. تم جغرافیایی و دلبستگی به کوردستان و زبان مادری در کتاب تحسین برانگیز است. فلاحی درباره زخم های جغرافیایی بی پروا مینویسد اما وقتی نوبت به زخم های زنانه میرسد از زنانهنویسی جسورانه خبری نیست و پای ملاحظات به میان می آید یا درخصوص زخم های شخصی انگار دست را روی دهان خود میگذارد و باز هم مخاطب را بیرحمانه در یک فضای تعلیق نگه میدارد.
Post #132
131
- ❤ 4