TGViewer
Channel Public Channel
عمو احسان{دوبله}

عمو احسان{دوبله}

@ehsundub

🎰AMO⛷EHSAN🍭
مینی پادکست؛ دوبله؛ نوشته؛ آگاهی، معرفی
#حس_خوب
۲۰۰𓈓⛴𓈓𓈒𓈓
بات ارتباط:
@ehsundub_bot
Subscribers
102
Photos
34
Videos
108
Links
55

Showing posts older than #318 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #311 108
04Arianfar
من حسودم؛ تا دلت بخواد..
خودخواهم..
تا من هستم چرا به یکی دیگه برسه..
  • ❤ 1
Post #310 103
دنبال کسی نگرد، خودت که همینجایی.

احسان
  • ❤ 3
Post #305 132
از دستم افتاد، اما نشکست...
باید بیشتر حواسمو جمع کنم این روزا.
مامانم این دفعه هم باز توو چایی دارچین ریخته؟
خودش می‌دونه از دارچین خوشم نمیاد.
خب من از هیچی خوشم نمیاد، چه برسه...
یه فلاسک قدیمی دارم، چند ساله از عمرش گذشته.
مثل من داره خودشو از درون کنترل می‌کنه تا از بین نره.
مهم اینه کنارمه.
تمام وسایل این خونه همدم من‌ان...
حتی همین...


اما حتی همین...
مطمئنم از من بهتر زندگی می‌کنه.
حداقل یه چیزی درونش داره که گرمش می‌کنه.
من که با تموم گرمی‌ها باز سرد باقی موندم.
ای کاش یکی مثل من،
منو مثل این... از گرما پر می‌کرد.


این دفعه شاید بشکنم.
باز حواست نبود... امیدوارم این دفعه بشکنم.
خیلی به خودت سخت نگیر، من زود جایگزین میشم.
وظیفه‌ی من پر شدن و خالی شدنه.
من که پوست و پیه هر خاکستر سیگاری رو به تنم کشیدم...
حالا تا فردا صبح هم توو چای غرقم کن.
نذار نفس بکشم...
به دست و پا زدنم توجه نکن،
می‌خوام این دفعه واقعاً بمیرم.

من دلم از خودم پره،
تو دلت از چای.
چاییتو می‌تونم خالی کنم، اما خودمو از خودم نه.
خوشبحالت...
با یه آب و کف، تموم لک و چرکت می‌ره.
اما من چی؟
خیلی سخته تمیز از گذشته و افکارت نشی...
حالا هر چقدر هم آب پاکی رو روی دستت بریزی.

اصلا بیا جامونو عوض کنیم...

تو آدم شو من یه لیوان خالی.

احسان
  • ❤ 2
Post #304 101
صدای خنده‌هایش می‌بارید
اما چشم‌هایش خشک بود.

ᴳᵒᵒᵈ ⁿⁱᵍʰᵗⁱⁿᵍ

احسان
  • ❤ 1
Post #303 99
عمو احسان{دوبله} Voice message
فرستنده‌ای داری؟
  • ❤ 1
Post #302 117
توو اقیانوس افکارم

#خرده_دکلمه


احسان
  • ❤ 1
  • 🆒 1
Post #301 113
روزی میرسه که...


#پادکست #دکلمه
#گویندگی


احسان
  • ❤ 2
  • 🆒 1
Post #299 83
به اندازه باش!
Post #295 81
#من_نامرئی

روزها مانند کتابم
ورق میخورد
اما به تازگی نمیرسید.
میخواستم گم بشوم
میان قهوه و سکوت و کتابهایم.
ولی با خودم
گفتم: عاقبت این گم شدن مکیدن سماق است.
شصت پاهایم خبردار به ضربان زدن،
دستانم بی نفس رو کتاب افتاده بودند.
چشمانم از هر کلمه‌‌ای به کلمه‌ی دیگر پرتاب میشد و گوشهایم از اطراف به دور می‌افتاد.
و متوجه نمیشد که دارد باران میبارد...


احسان
  • ❤ 1
Post #294 70
اگر همیشه مجبورید که بزرگی کنید و اطرافیانتان را ببخشید، یعنی با افراد کوچکی نشست و برخاست می‌‌کنید.
Post #291 90
شب، دستِ نوازشِ خودش را
بر سرم کشید
و گفت: در پناهِ‌من آرام بگیر
احسان
  • 💔 3
Post #278 75
7 ᏫᏣᎿᏫᏰᖇ 𓅪1998سه شنبه
🎀 𝙷𝚊𝚙𝚙𝚢 𝚖𝚢 𝚋𝚒𝚛𝚝𝚑𝚍𝚊𝚢((²⁶))

7 ᏫᏣᎿᏫᏰᖇ 𓅓2025سه شنبه
  • ❤ 2
Post #275 78
یه حس عجیبی دارم؛
انگار من یه کبک سیاهم توو دنیای برف‌ها.
تلاشهام برای پنهان شدن بیهودست
چقدر سرمو توو برف کنم؟! بیهودست.
طعمه راحتی‌ام برای شکارچی‌
راحت پیدا میشم
راحت هم شکار میشم.
من یه کبـــــــــک سیاهم...

احسان
  • 💔 1
Post #260 124
دوست دارم به بعضی ادمای قدیمی پیام بدم
اما میبینم دیگه نه من اون ادم قبلم نه اون ادم قبلی.


احسان
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #259 123
مراقب باش از تو و در تو چه چیزی می‌جوشد!

احسان
  • ❤ 1
Post #257 108

Forwarded from کتابخانه

تعریف من از جامعه آزاد، جایی است که اگر کسی نخواهد همرنگ جماعت شود، در امنیت باشد.

آدلای استیونسون
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →