گرچه رکود اقتصادی و ضعف قدرت خرید مردم واقعیتی غیرقابل انکار است، اما یکی از عوامل تشدید این وضعیت، انتخاب اشتباه مسیر شغلی توسط بخش بزرگی از نیروی کار است.
در شرایط فعلی، الگوی غالب این است که با ایجاد موجهای کوتاهمدت (مثل بلاگری، فروش آنلاین لباس، ناخنکاری، یا فروش قهوه و ماچا)، تعداد زیادی از افراد به سمت یک حوزه هجوم میآورند. این هجوم بدون در نظر گرفتن تحلیل عرضه و تقاضا باعث اشباع سریع بازار میشود.
هر صنعت ظرفیت مشخصی از عرضه و تقاضا دارد. وقتی تعداد عرضهکنندگان (فروشنده یا ارائهدهنده خدمات) به شدت افزایش پیدا کند:
حاشیه سود کاهش پیدا میکند.
رقابت ناسالم (مثل کاهش بیشازحد قیمت یا کپیکاری) شکل میگیرد.
برندهای قدیمی یا باکیفیت به دلیل کاهش سود یا افت فروش، دچار بحران مالی میشوند.
در این شرایط حتی موجهای پرطرفدار مثل کافیشاپ یا فروش آنلاین نیز بهسرعت از سوددهی خارج و به مشاغل نیمهتعطیل یا زیانده تبدیل میشوند.
همزمان با اشباع مشاغل آسان و کممهارت، بازار در حوزههای تخصصی دچار کمبود شدید است:
نیروهای فنی ماهر (برقکار، مکانیک، تاسیسات و تعمیرکاران تخصصی) کمیاب شدهاند.
مدیران فروش حرفهای و طراحان باکیفیت پیدا نمیشوند.
خدمات فنی و مدیریتی به دلیل کمیابی، با دستمزد بالا ولی رقابت پایین عرضه میشوند.
این یعنی فرصتهای شغلی پایدار و سودآور در حوزههای تخصصی وجود دارد، اما بیشتر نیروی کار به سمت مسیرهای «سادهتر و سریعتر» رفته است.
ورود گسترده به حوزههایی مثل بلاگری، به ظاهر کمهزینه و پرجذابیت است. اما:
بازدهی آن محدود به درصد کمی از فعالان است و اکثر افراد به درآمد پایدار نمیرسند.
بازار اشباع، الگوریتمهای سختگیر شبکههای اجتماعی، و ناپایداری مخاطب باعث میشود حتی بلاگرهای متوسط بهسرعت حذف شوند.۰
از نظر اقتصادی، این بخش ظرفیت محدودی دارد و حجم بالای ورودیها باعث افت میانگین درآمد میشود.
مثال فروش کالایی که در ابتدا با ۱۰٪ سود فروخته میشود ولی در خرید بعدی با قیمت بالاتر تأمین میگردد، نشان میدهد:
نبود مدیریت زنجیره تأمین و برنامهریزی قیمت باعث از بین رفتن حاشیه سود میشود.
رقابت مخرب قیمتی (Dumping) منجر به حذف برندهای کوچک و حتی کاهش کیفیت کالا میشود.
فشار قیمتی و نوسان بازار، کسبوکارها را به سمت تعدیل نیرو و کاهش هزینه سوق میدهد، که خود باعث افت اشتغال میشود.
مشکل اصلی تنها رکود اقتصادی نیست، بلکه تخصیص نامناسب نیروی کار به حوزههای اشباعشده و کمارزش افزوده است.
کمبود شدید نیروی کار متخصص در حوزههای فنی و مدیریتی، یک فرصت بزرگ اقتصادی محسوب میشود.
هجوم بیبرنامه به مشاغل پرموج اما کمدوام، چرخه شکست و حذف شغلی را سریعتر میکند.
برای پایداری اشتغال، نیاز به تنوع مهارتی، سرمایهگذاری در آموزشهای تخصصی و تحلیل بازار قبل از ورود وجود دارد.
@ehsanviews