جنگ ایران و آمریکا یک اتفاق مهم را عریان کرد: اوپک دیگر آن قدرت دهه ۷۰ میلادی نیست که با چند جلسه بتواند قیمت نفت را تعیین کند. امروز وقتی صادرات نفت از تنگه هرمز مختل میشود، بازار انرژی به اوپک نگاه نمیکند بلکه به واشنگتن، ناوگان آمریکا، صادرات نفت شیل، ذخایر استراتژیک، بیمه نفتکشها و مسیرهای جایگزین نگاه میکند.
طبق دادههای IEA، جریان نفت و فرآورده از تنگه هرمز از حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به کمی بیش از ۲ میلیون بشکه در روز در مارس سقوط کرده است، همزمان صادرات مسیرهای جایگزین مثل ساحل غربی عربستان و فجیره امارات بالا رفته است. این یعنی قیمت نفت دیگر فقط تابع تولید نیست، تابع کنترل مسیر عبور است.
اینجاست که جنگ، جایگاه آمریکا را عوض کرد. آمریکا از قبل بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود، اما در این بحران نقش جدیدی گرفت: تأمینکننده جایگزین برای اروپا و آسیا. رویترز گزارش داده صادرات نفت خام آمریکا به رکورد ۶.۴۴ میلیون بشکه در روز رسیده و آمریکا برای نخستین بار در مقیاس هفتگی به صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده؛ چون اروپا و آسیا بعد از اختلال هرمز به نفت آمریکا هجوم آوردند.
جنگ ایران و آمریکا باعث شد نفت از ابزار اوپک، به ابزار ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل شود.
نه به این معنی که آمریکا هر قیمتی بخواهد تعیین میکند بلکه به این معنی که آمریکا میتواند با مدیریت بحران، مسیر صادرات، تحریم، ناوگان دریایی، بیمه، ذخایر و صادرات شیل، فشار را بین بازیگران جهانی پخش کند.
چین بزرگترین واردکننده انرژی جهان است و به نفت خلیج فارس، مسیرهای دریایی و قیمت پایین انرژی نیاز دارد. وقتی هرمز ناامن میشود، چین سه ضربه میخورد:
اول، هزینه واردات انرژی بالا میرود.
دوم، امنیت مسیر تأمین انرژیاش زیر سؤال میرود.
سوم، مجبور میشود یا نفت گرانتر بخرد یا به روسیه و مسیرهای پرریسکتر وابستهتر شود.
IEA گفته جنگ ایران چشمانداز تقاضای جهانی نفت را بههم زده و برای ۲۰۲۶ حتی کاهش تقاضای جهانی را پیشبینی کرده؛ مخصوصاً در آسیا-پاسیفیک و خاورمیانه، مصرف نَفتا، LPG و سوخت جت تحت فشار قرار گرفته است.
این برای چین خطرناک است، چون چین اقتصاد صادراتمحور دارد. نفت گران یعنی هزینه تولید، حملونقل، پتروشیمی و زنجیره تأمین بالا میرود. آمریکا در چنین شرایطی میتواند با یک پیام غیرمستقیم فشار بیاورد: امنیت انرژی آسیا بدون نظم دریایی تحت رهبری آمریکا شکننده است.
اروپا بعد از جنگ اوکراین خودش را از انرژی روسیه جدا کرد، اما حالا با بحران ایران دوباره فهمید که هنوز از نظر انرژی آسیبپذیر است. AP گزارش داده جنگ ایران باعث افزایش شدید هزینه انرژی اروپا شده و مقامهای اتحادیه اروپا هشدار دادهاند که کمکهای انرژی اگر هدفمند نباشد، میلیاردها یورو هدر میرود. در همان گزارش آمده بحران میتواند روزانه حدود ۵۰۰ میلیون یورو به اروپا فشار بیاورد.
یعنی آمریکا از دو مسیر به اروپا اهرم پیدا میکند:
۱. فروش نفت و فرآورده بیشتر به اروپا
۲. تقویت وابستگی امنیتی اروپا به آمریکا در مسیرهای انرژی و دریایی
اروپا میخواهد مستقل باشد، ولی در بحران انرژی مجبور است دوباره به واشنگتن نگاه کند. این دقیقاً همان چیزی است که نفت را به ابزار فشار تبدیل میکند.
خروج امارات از اوپک همزمان با جنگ، ضربه دوم به نظم قدیمی نفت بود. امارات میگوید دیگر نمیخواهد زیر سقفهای اوپک محدود بماند و دنبال منافع ملی خودش است. این یعنی حتی داخل خلیج فارس هم اجماع قدیمی تولیدکنندگان ترک برداشته است. خروج امارات از اوپک از ۱ می ۲۰۲۶ اجرایی میشود.
برای آمریکا این خبر خوشایند است. هرچه انسجام اوپک کمتر شود، توان آمریکا برای اثرگذاری روی بازار بیشتر میشود. چون وقتی تولیدکنندگان خلیج فارس باهم هماهنگ نیستند، واشنگتن راحتتر میتواند با هرکدام جداگانه بازی کند: یکی را به افزایش تولید تشویق کند، یکی را با امنیت دریایی وابسته نگه دارد، یکی را با تحریم کنترل کند.
آمریکا اهرم انرژی جهان را در دست گرفته، اما این اهرم مثل شمسیر دو لبه است: میتواند با آن به چین و اروپا را فشار بیاورد، اما اگر قیمت نفت بیش از حد بالا بماند، تورم و نارضایتی را به داخل آمریکا میکشاند و این یک چالش بزرگ برای ایالات متحده خواهد بود.
@ehsanviews
Post #998
2.16K
- 👍 17
- ❤ 5
- 👎 1