این تورمی که امروز در اقتصاد ایران دیده میشود، بیش از هر چیز ریشه در کسری بودجه مزمن حاکمیت دارد؛ مسئلهای که طی دستکم یک دهه گذشته به شکل سیستماتیک تکرار شده است. حاکمیت در سالهای اخیر بهطور مستمر با کسریهای سنگین بودجه مواجه بوده و سادهترین مسیر برای پوشش این شکاف، خلق پول و استقراض پنهان از جیب جامعه بوده است. در این مدت، نه از رشد پایدار تولید خبری بوده، نه افزایش معنادار صادرات غیرنفتی و نه حتی تراز تجاری مثبت و باثبات. بنابراین پولی که خلق شده، پشتوانهای در سمت عرضه نداشته و ناگزیر در قیمت همان کالاها و خدمات محدود موجود تخلیه شده است و نتیجه انباشت تورم، نه بهعنوان یک اتفاق، بلکه بهعنوان یک پیامد طبیعی سیاستگذاری غارتگری بوده.
تورم در این چارچوب به ابزار تبدیل شده است، تورم معشوقهی همیشگی حاکمیت است، چون امکان میدهد بسیاری از ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و کمبودها با افزایش اسمی اعداد پنهان شود؛ ترازها روی کاغذ درست میشوند، اما قدرت خرید، رفاه و سرمایه اجتماعی فرسوده میگردد. تا زمانی که ساختار هزینهای حاکمیت اصلاح نشود و حاکمیت از یک نهاد پرهزینه و زیانده به یک ساختار کارآمد، پاسخگو و مولد تبدیل نشود، حتی اگر بر فرض محال گشایشهای جدی در سیاست خارجی رخ دهد، در میانمدت و بلندمدت نتیجهای متفاوت حاصل نخواهد شد. صورت مسئله عوض نشده، فقط مُسکنها تغییر میکنند.
با این ملاحظات، سال پیشِ رو میتواند سختترین سال اقتصاد ایران در چند دهه اخیر باشد. بودجه در انقباضیترین حالت ممکن بسته شده، اما نه برای حاکمیت بلکه برای مردم.
بودجه نهادهای غیرمولد همچنان افزایش یافته، ارز ترجیحی حذف شده، مالیاتها بالا رفته، اما حاکمیت عملا هیچ تعدیلی در هزینههای خود انجام نداده است. تورم همهچیز را بالا برده، جز حقوق و دستمزدها که تنها حدود ۲۰ درصد افزایش یافتهاند و مثل سالیان گذشته شاهد کاهش قطعی قدرت خرید مردم هستیم.
از سوی دیگر، افزایش چشمگیر بودجه نظامی (در حدود ۱۶۰۰ همت) پیام روشنی دارد: حاکمیت سناریوی تنش و درگیری مجدد را در محاسبات خود جدی گرفته است. این یعنی فشار بیشتر بر منابع، و نااطمینانی بالاتر برای اقتصاد. در چنین شرایطی، اعتماد به پول ملی در پایینترین سطح تاریخی قرار دارد. تداوم این روند میتواند به دلاریزه شدن اقتصاد منجر شود، وضعیتی که در آن تورم دیگر در محدودههای ۵۰ یا ۶۰ درصدی متوقف نمیشود و ورود به ارقام ۸۰،۱۰۰ و حتی ۱۲۰درصدی دور از ذهن نخواهد بود.
این سیاستها برای اقتصاد ایران نه در گذشته جواب دادهاند و نه در آینده خواهند داد. بدون اصلاح واقعی ساختار حاکمیت، مهار هزینهها، بازتعریف نقش نهادهای غیرمولد و بازسازی اعتماد عمومی، هر مسیر دیگری فقط خریدن زمان است آن هم به قیمت فرسایش بیشتر جامعه و نابودی ملت.
@ehsanviews
Post #940
3.8K
دیدگاههای احسان در لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت از یکسو مالیات پلکانی حقوق را با ظاهری عدالتمحور معرفی میکند، اما از سوی دیگر همان حقوق را عملاً زیر تیغ تورم و مالیات میگذارد. در ظاهر تا ۴۰ میلیون تومان معافیت از مالیات وجود دارد و پلکانهای ۱۰ تا ۳۰٪ مالیات برای حقوقهای…
- 👍 33
- ❤ 8
- 👏 1
- 💯 1