اقتصاد ایران بعد از جنگ عقبگردی که حتی با یک توافق پایدار هم جبران نمیشود، تحریم، جنگ، محاصره دریایی، اختلال در صادرات، نااطمینانی، فرار سرمایه، تخریب زیرساخت و تعلیق تصمیمهای سرمایهگذاری، همه با هم یک چیز را از اقتصاد میگیرند و آن هم مسیر آینده پیشرفت است.
اخیرا یک اقتصاددان مطرح کرده که حتی اگر تحریمها برداشته شود، حداقل پنج سال زمان لازم است تا اقتصاد ایران دوباره به سطح فروردین ۱۴۰۴ برسد که چندان دور از واقعیت نیست.
اکونومیست اخیرا نوشته جنگ چهارماهه، به نقل از برآورد IMF، حدود ۶۰۰ میلیارد دلار به ایران خسارت زده است. برای درک بزرگی این عدد کافی است بدانیم GDP اسمی ایران در سال ۲۰۲۴ طبق دادههای بانک جهانی حدود ۴۷۵ میلیارد دلار بوده، یعنی خسارت برآوردی جنگ حتی از اندازه کل اقتصاد سالانه کشور هم بزرگتر است. این یعنی بخش قابل توجهی از سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی، اعتماد تجاری، زیرساخت انرژی، حملونقل، بیمه، اعتبار خارجی و ظرفیت تولیدی کشور از بین رفته یا قفل شده است.
شاخص توسعه انسانی ترکیبی از درآمد سرانه، آموزش و سلامت است. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در گزارش ۲۰۲۵، ایران را با شاخص توسعه انسانی حدود ۰.۷۷۹ در رتبه ۷۵ از ۱۹۳ کشور قرار داده بود؛ یعنی ایران قبل از شوک جنگ هم در وضعیت شکنندهای بو. تحریم و جنگ باعث افت درآمد واقعی، کاهش کیفیت آموزش، مهاجرت نیروی متخصص، فشار بر نظام سلامت و افت قدرت خرید خانوار میشود و عقبگرد توسعه انسانی کاملا قابل انتظار است.
حتی اگر بر فرض ناممکن فردا توافق قطعی امضا شود، اقتصاد به نقطه قبل برنمیگردد. توافق میتواند ریسک سیاسی را کم کند، بخشی از صادرات نفت را باز کند، هزینه نقلوانتقال پول را پایین بیاورد و شاید بخشی از داراییهای بلوکهشده را آزاد کند، ما نمیتواند به سرعت زیرساخت آسیبدیده را بازسازی کند، سرمایه فراری را برگرداند، اعتماد سرمایهگذار را احیا کند یا شکاف بودجه را پر کند.
از طرف دیگر، تورم و دلار فقط تابع تحریم نیستند. وقتی دولت با کسری بودجه سنگین، کاهش درآمد واقعی، هزینههای بازسازی، بدهیهای انباشته و فشار اجتماعی روبهروست، حتی در سناریوی ثبات سیاسی هم موتور تورم خاموش نمیشود. صندوق بین المللی پول برای ۲۰۲۶ تورم ایران را نزدیک ۶۹٪ و رشد اقتصادی را منفی ۶.۱٪ برآورد کرده، این یعنی اقتصاد همزمان با رکود، تورم بالا و افت قدرت خرید درگیر است. این ترکیب خطرناکترین شکل بحران اقتصادی است یک مقیاس قابل توجه از رکود تورمی.
بنابراین اگر توافقی هم رخ دهد، اثر آن صرفا روانی است، کاهش موقت انتظارات تورمی، آرامتر شدن بازار ارز و شاید یک اصلاح کوتاهمدت در قیمت دلار. اما اثر دوم، واقعیتر و تلختر است کشور برای بازسازی، واردات، تأمین کالا، احیای تولید و جبران عقبماندگی به حجم عظیمی ارز نیاز دارد. یعنی تقاضای ارزی در اقتصاد پایین نمیآید، فقط شکل آن عوض میشود.
توافق میتواند سرعت سقوط را کم کند، اما به معنی افت پایدار قیمت دلار نیست. اگر پایه پولی، کسری بودجه، ضعف تولید، نااطمینانی سرمایهگذاری و فرار سرمایه حل نشود، دلار حتی در فضای توافق احتمالی هم میتواند مسیر صعودی بلندمدت خود را حفظ کند. شاید شیبش کمتر شود، شاید نوساناتش کنترل شود، اما جهت کلی آن همچنان تابع تورم مزمن و بیاعتمادی ساختاری خواهد بود.
ایران امروز با عقبافتادگی زمانی روبهروست. سالها تحریم کشور را فرسوده کرده. دو جنگ اخیر کشور را چنان از مسیر توسعه خارج کرده که با شعار، توافق موقت یا تزریق کوتاهمدت ارز پر نمیشود. اقتصاد ایران برای برگشتن به مسیر، به سه چیز نیاز دارد: ثبات واقعی، تزریق سرمایههای بزرگ و اصلاحات عمیق. بدون این سه وضعیت کشور تحت هر شرایط بحرانیتر خواهد شد.
@ehsanviews
Post #1050
5.09K
- 👍 56
- 💔 11
- ❤ 4
- 👎 2
- 👌 2
- 😨 1