در نگاه اول شاید تصور شود که ایران با بستن هرمز، نبض انرژی جهان را در دست گرفته و توانسته فشار بزرگی به آمریکا و متحدانش وارد کند. این تحلیل در کوتاهمدت تا حدی درست بود چون تنگه هرمز یکی از مهمترین شریانهای انتقال نفت و گاز جهان است. اما در شرایط فعلی توان تحملِ ادامه بازی اهمیت دارد چون ایران هم به همین مسیر وابسته است. اقتصاد ایران در شرایط تحریم برای صادرات انرژی، واردات کالا، دسترسی به ارز خارجی و تجارت منطقهای به امنیت خلیج فارس نیاز دارد. حالا که خلیج فارس وارد فاز بحران شده، هزینه حملونقل، بیمه و مبادلات مالی برای خود ایران هم جهش کرده است. گزارشهای اخیر نشان میدهد تهران مجبور شده بخشی از تجارتش را به مسیرهای زمینی، ریلی و دریای خزر منتقل کند، مسیرهایی که هم محدودترند و هم بسیار پرهزینهتر.
اقتصاد داخلی ایران در موقعیتی نیست که یک بحران فرسایشی طولانی را تحمل کند. تورم بالا، فشار معیشتی، کاهش ارزش پول ملی و رکود چندساله، اقتصاد را از قبل فرسودهتر کرده بود. هرچه بحران هرمز طولانیتر شود، زمان به ضرر حاکمیت خواهد بود. آسیب فرسایش اقتصادی تدریجی به مراتب از جنگ مستقیم بیشتر است.
در سطح منطقهای هم شرایط پیچیدهتر شده، عربستان و امارات طی سالهای اخیر روی مسیرهای جایگزین سرمایهگذاری کردهاند تا وابستگی کامل به هرمز نداشته باشند. شاید این مسیرها نتوانند کل صادرات خلیج فارس را پوشش دهند، اما هرچه زمان بگذرد، بازار جهانی بیشتر خودش را با شرایط جدید تطبیق میدهد. این یعنی با طولانی شدن بحران بخشی از اهرم فشار اولیه ایران به مرور کاهش پیدا میکند.
با ادامه انسداد تنگه هرمز چین، هند، اروپا و بخش بزرگی از اقتصاد جهان از این وضعیت آسیب میبینند. همین مسئله میتواند اجماع جهانی علیه ادامه بحران ایجاد کند؛، چون وقتی امنیت انرژی جهان تهدید شود، بسیاری از کشورها حتی آنهایی که رابطه خصمانه مستقیمی با ایران ندارند به سمت فشار بیشتر حرکت میکنند.
بستن تنگه هرمز در کوتاهمدت یک شوک بزرگ ژئوپلیتیکی بود، اما ادامه طولانیمدت آن میتواند به یک بازی فرسایشی تبدیل شود که هزینهاش برای اقتصاد ایران به مراتب بیشتر از رقبایش خواهد بود.
@ehsanviews
Post #1012
1.57K
- 👍 18
- ❤ 6
- 👎 1