آپدیت تحلیل قیمت دلار: اگر در آذر ۱۴۰۴ میگفتیم بودجه ۱۴۰۵ میتواند دلار را تا پایان سال به محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برساند، امروز دیگر باید آن تحلیل را از پایه بهروزرسانی کرد.
آن پیشبینی بر مبنای چند متغیر بود: کسری بودجه، حذف تدریجی حمایتهای ارزی، افزایش مالیات، رشد پایین حقوق نسبت به تورم، فروش بیشتر اوراق، و فشار ساختاری بر منابع ارزی دولت.
اما حالا و در اردیبهشت ۱۴۰۵، اقتصاد ایران وارد فاز جدیدی شده، فازی که در آن بودجه انقباضی با جنگ، انسداد تجاری، شوک ارزی و تخریب انتظارات ترکیب شده است. دلار امروز در محدوده ۱۹۰ هزار تومان ایستاده یعنی بخشی از سناریویی که قرار بود شاید تا انتهای ۱۴۰۵ رخ دهد، در همان ابتدای سال فعال شده است.
در تحلیل قبلی، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ یک سناریوی نسبتاً بدبینانه اما منطقی بود. اما آن تحلیل هنوز سه شوک بزرگ امروز را در خود نداشت:
اول، جنگ مستقیم و پرهزینه ایران با آمریکا و اسرائیل که طبق برخی گزارشها، خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن برای اقتصاد ایران حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده و در برخی برآوردها حتی تا ۳۰۰ میلیارد دلار هم بالا میرود. پس ما با یک شوک معمولی طرف نیستیم، با ضربهای در مقیاس چند سال درآمد ارزی کشور مواجهیم.
دوم، اختلال جدی در صادرات نفت و مسیرهای دریایی است. گزارشهای بینالمللی هم نشان میدهند بستهشدن یا اختلال در تنگه هرمز، صادرات نفت خلیج فارس را بهشدت محدود کرده و قیمت نفت را به ۱۲۰ دلار رسانده است. این یعنی حتی اگر نفت گران شود، ایران لزوماً از آن منتفع نمیشود؛ چون مسئله اصلی، توان فروش، حمل، بیمه، تسویه و وصول پول است.
سوم، از دست رفتن نقش امارات و حواله درهم است. قبل از جنگ، بازار ارز ایران تا حد زیادی با کانال درهم امارات تنظیم میشد. درهم، ستون تسویه واردات، تجارت غیررسمی، حوالهجات، قیمتگذاری کالا و حتی انتظارات بازار بود. وقتی این کانال تضعیف یا از دسترس خارج میشود، بازار ارز عملا به مسیرهای کوچکتر و شکنندهتر مثل سلیمانیه و هرات وابسته میشود، مسیرهایی که ظرفیت کنترل بازار بزرگ ایران را ندارند.
بودجه ۱۴۰۵ پیش از جنگ هم بودجهای ضدرفاه و فشارزا بود.افزایش حقوق ۲۰ درصدی در برابر تورم بالای ۵۰٪، یعنی کاهش واقعی قدرت خرید.
از سمت دیگر، افزایش مالیات بر ارزش افزوده از ۱۰ به ۱۲ درصد، حذف ارز ترجیحی برای کالاهای حساس، رشد درآمدهای مالیاتی، افزایش اوراق بدهی و افزایش نرخهای گمرکی، همه به این معناست که دولت میخواهد کسری خود را از جیب مصرفکننده، واردکننده، تولیدکننده و حقوقبگیر جبران کند. اما در شرایط جنگی، این سیاستها اثر شدیدتری دارند.
چون وقتی بنادر جنوبی دچار اختلالاند، کالا ترخیص نمیشود، نفت فروخته نمیشود، مسیر دِرهم از کار میافتد و واردات تقریبا متوقف میشود، افزایش مالیات و حذف ارز ترجیحی تبدیل میشود به شتابدهنده تورم و نرخ ارز.
یکی از مهمترین تناقضهای بودجه، بستن نرخ ارز در حوالی ۱۰۷ هزار تومان است، درحالیکه بازار آزاد امروز حوالی ۱۹۰ هزار تومان را دیده. این شکاف یعنی دولت در بودجه یک نرخ مینویسد، اما اقتصاد با نرخ دیگری ارزشگذاری میشود.
این فاصله معمولا از سه مسیر تخلیه میشود:
افزایش قیمت کالاهای وارداتی،
افزایش انتظارات تورمی،
و فشار بیشتر روی نرخ بازار آزاد.
به زبان ساده، وقتی نرخ بودجه ۱۰۷ هزار تومان است و نرخ بازار ۱۹۰ هزار تومان، یعنی دولت هنوز دارد صورتمسئله را کوچکتر از واقعیت نشان میدهد.
با شرایط قبل از جنگ، محدوده ۲۵۰ تا ۳۲۰ هزار تومان برای پایان ۱۴۰۵ سناریوی محتمل بود.
اما با شرایط فعلی، این محدوده میتواند به سناریوی میانی سال تبدیل شود، مخصوصا اگر انسداد تجاری و محدودیت فروش نفت ادامه پیدا کند.
با دادههای فعلی، سناریوی واقعبینانهتر این است که دلار تا پایان ۱۴۰۵ در محدوده ۳۳۰ تا ۴۵۰ هزار تومان قرار بگیرد، و در صورت تشدید درگیریها و انسداد تجاری، محدوده ۴۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان نیز قابل تصور است.
@ehsanviews
Post #1003
3.94K
دیدگاههای احسان در لایحه بودجه ۱۴۰۵، دولت از یکسو مالیات پلکانی حقوق را با ظاهری عدالتمحور معرفی میکند، اما از سوی دیگر همان حقوق را عملاً زیر تیغ تورم و مالیات میگذارد. در ظاهر تا ۴۰ میلیون تومان معافیت از مالیات وجود دارد و پلکانهای ۱۰ تا ۳۰٪ مالیات برای حقوقهای…
- 🤯 35
- 👍 16
- ❤ 11
- 🙏 7
- ✍ 3
- 👎 2
- 💔 2