آبی تیره
@ehsan_rayat
Post #398
2.79K
به گمونم دیگه یادش رفته
یه روزایی بیقرار دیدن خندهم بود
روزایی که میپرستیدمشو
خدا کوچیکترین بندهم بود
اگه گاهی اسمش از روی لبم میافتاد
واسه تاببازی رو زنجیر گلوبندم بود
احتمالا دیگه یادش نمیاد
هیجان لحظه دیدنمو
توی پسکوچهها بوسیدنمو
ماهی کبود رو گردنمو
هرچیو یه روزی لمس کرده بود
قلبمو
تنهاییامو
تنمو
من که اسم خودمم یادم نیست
اونو یادمه هنوز
پیرمرد گلفروش سر کوچهشونو یادمه هنوز
چشای درشت بچهی نداشتهمونو یادمه هنوز
مثل روز روشن اینو یادمه
بار اولی که تاریکیمو دید
بغلم کرد و صدام زد: «خورشید»
فقط اون بود که اسم دیگهمو میدونست
فقط اون دلیل ظلمت منو میفهمید
چهجوری باید فراموش کنم
دستپاچهشدنش کنارشو
دلدل چشای بیقرارشو
واسه اونی که فقط یه ایده بود
راه مخفیانهی فرارشو
اون که حالا از کسی پنهون نیست
حالا داده دستش اختیارشو
شک ندارم هنوزم یادش هست
دورهی ممتد بیپولیمو
صورت سادهی معمولیمو
خاطرش مونده هنوز
حسابای بانکی لاغرمو
نطق کودکانهی آخرمو:
«آخرش هرچی نمیخواستی شد
وقتشه به منطقت گوش کنی
من که یادم نمیمونه پس توام
سعی کن زود فراموش کنی...»
همهی سعیشو کرد…
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
یه روزایی بیقرار دیدن خندهم بود
روزایی که میپرستیدمشو
خدا کوچیکترین بندهم بود
اگه گاهی اسمش از روی لبم میافتاد
واسه تاببازی رو زنجیر گلوبندم بود
احتمالا دیگه یادش نمیاد
هیجان لحظه دیدنمو
توی پسکوچهها بوسیدنمو
ماهی کبود رو گردنمو
هرچیو یه روزی لمس کرده بود
قلبمو
تنهاییامو
تنمو
من که اسم خودمم یادم نیست
اونو یادمه هنوز
پیرمرد گلفروش سر کوچهشونو یادمه هنوز
چشای درشت بچهی نداشتهمونو یادمه هنوز
مثل روز روشن اینو یادمه
بار اولی که تاریکیمو دید
بغلم کرد و صدام زد: «خورشید»
فقط اون بود که اسم دیگهمو میدونست
فقط اون دلیل ظلمت منو میفهمید
چهجوری باید فراموش کنم
دستپاچهشدنش کنارشو
دلدل چشای بیقرارشو
واسه اونی که فقط یه ایده بود
راه مخفیانهی فرارشو
اون که حالا از کسی پنهون نیست
حالا داده دستش اختیارشو
شک ندارم هنوزم یادش هست
دورهی ممتد بیپولیمو
صورت سادهی معمولیمو
خاطرش مونده هنوز
حسابای بانکی لاغرمو
نطق کودکانهی آخرمو:
«آخرش هرچی نمیخواستی شد
وقتشه به منطقت گوش کنی
من که یادم نمیمونه پس توام
سعی کن زود فراموش کنی...»
همهی سعیشو کرد…
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
- ❤ 39
- 👍 6
- 🕊 2









