صب به صب تو آینه
نگران، با تردید
از خودش میپرسید
مردهای یا زنده؟
آدم بازنده!
مرد محبوبی بود
اما نه واسه خودش
مهربون بود اما
نه با احساس خودش
متقاعد شده بود
دشمنش تو خونهشه
زخم میزد به خودش
تا کسی کشته نشه
از درون زخمی بود
کاکتوس کوچیک
فوری وحشت میکرد
با یه بوس کوچیک
به همه بدبین بود
نوعروس کوچیک
یهشبه بالغ شد
قلب بازیگوشش
سیلی واقعیت
خورد توی گوشش
جای چندتا رد پا
مونده بود رو دوشش
خودشو گرفته بود
سفت تو آغوشش
زیر چتر هیچکس
حس امنیت نداشت
دوستت دارمها
اونقدا صحت نداشت
عشق فوقالعاده بود
ولی عاقبت نداشت
هرکی میخواست بره
اون مخالفت نداشت
به همه حق میداد
دیگه منفعت نداشت
شب به شب تو آینه
رو به تصویر خودش
واژه کم میآورد
واسه تحقیر خودش
باد بود اما حیف
دست و پاشو بسته بود
غل و زنجیر خودش
از همه گذشته بود
غیر تقصیر خودش
آدم خوبی بود...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
Post #404
2.32K
- ❤ 49
- 🔥 6
- 🕊 3