«نهنگ»
تو این خونه که رو به ویرونیه
دیگه سرپناهی جز آوار نیست
همیشه امیدی ته قصه بود
پذیرفتهم اینو که اینبار نیست
خودم رو با لبخند ادامه میدم
با این که غمم تلخ و طولانیه
شناسایی خندههام ساده نیست
ولی گریههام خیلی ایرانیه
یه تاریخ خونی و خاکستری
هنوزم ته فنجون فالمه
برای من شرقی بیوطن
وطن رد خونـه که دنبالمه
شبیه نهنگی که عاقل شده
با موجای دریا کنار اومدم
به ساحل زدهم بلکه یادم بره
با چه آرزوهایی بار اومدم
همه خندههامو شمردن ولی
کی میدونه اصلا تو چه حالیم
منی که فرو ریختم تو خودم
حالا مثل یه کوهِ تو خالیام
فرو ریختم مثل بارون از ابر
مث بهمن از شونههای یه کوه
زمین خوردم اما شبیه یه شاه
در اوج صلابت در اوج شکوه
کسی جز خودم تکیهگاهم نبود
ببین حالا غرق فروپاشیام
واسه دنیا چندان مهم نیستم
جهان متنه و من براش حاشیهم
شبیه نهنگی که عاقل شده
با موجای دریا کنار اومدم
به ساحل زدهم بلکه یادم بره
با چه آرزوهایی بار اومدم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
با صدای بهروز پایگان، اینجا بشنوید:
https://soundcloud.com/paygan/the-whale?in=paygan/sets/lunar-rhapsodies
Post #369
3.03K