ـ🕯️ 34 🎂 ـ
خالیتر از همیشه
از عشق
از امید
نیمهی خالیو
تا بیخ سر کشید
حالش خراب بود
بختش تو خواب بود
انگار یه نهنگ
تو فاضلاب بود
روی لبش هنوز
قلاب خونی
تو انـ/قلاب بود
در هم شکسته؟ نه
از پا نشسته؟ نه
شیر گرسنهی
تو اعتصاب بود
فکر رهایی از
این منجلاب بود
توی سرش مدام
تصویر یه درخت
با یه طناب بود
از عشق دلزده
از مرگ ناامید
کیک تولدو
لبخند زد، برید
میگفت زندگی
چندان قشنگ نیست
خوش آب و رنگ نیست
لیوان کاغذی
جای نهنگ نیست
بعدش سکوت کرد
شمعشو فوت کرد
از روی صورتش
لبش سقوط کرد
[تو سطرهای بعد
حرفای قلبشو
چشماش میزنن]
شاید مقدره
از عشق بگذرم
اینجوری بهتره
تنهایی بهترم
هر آدمی برام
یه رنج تازه بود
رفتم تو قلبش و
دیدم که هر طرف
کلی جنازه بود
شاید قرار نیست
این زندگی برام
دلخواهتر بشه
باید دعا کنم
کوتاهتر بشه
بازی تموم شده
دیگه شکستمو
باید قبول کرد
حتی خیانت
معشوقهمم نکرد
کاری که با دلم
کمبود پول کرد
هر آرزویی که
تو سینه داشتم
نقش بر آب شد
یا قلبمو شکست
یا جونمو گرفت
تا مستجاب شد
دنیا قشنگ بود
اما نه واسه من
خوش آب و رنگ بود
اما نه واسه من
پس چارهای نبود
جز اینکه با خودم
یک عمر سر کنم
با هر بهونهای
روزای عمرمو
کوتاهتر کنم
گاهی به رنج عشق
گاهی به تیغ غم
چند ساله که مدام
یه سایه تو سرم
فریاد میزنه:
«تاریکی زنده باد»
اما دلم هنوز
«تاریکی زنده باد»
میگه: صبور باش
«تاریکی زنده باد»
از شاخهی درخت
«تاریکی زنده باد»
از حلقهی طناب
«تاریکی زنده باد»
پنهون شو، دور باش!
«تاریکی زنده باد»
باید ادامه داد
«تاریکی زنده باد»
باید ادامه داد...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
Post #365
2.94K
- ❤ 10
- 👍 5
- 🔥 1