آسمون یه سقف سیمانی بــود
شب یه خمیازهی طولانی بــود
دریا بوی دهــن ماهــی داشــت
کوه، شونههای کوتاهی داشــت
جنگل از جوونه وحشت میکرد
زنــدگـی مرگو روایـت میکـرد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت
تو رسیدی و زمان پیدا شد
راه رفتی، ضربان پیدا شد
همهی کتیبهها خالی بود
اسممو گفتی، زبان پیدا شد
خلسهی چشم تو همتایی نداشت
قرص اعصاب و روان پیدا شد
گوشهی لبترو که گاز زدی،
شرم و شوق و هیجان پیدا شد!
زندگی یه معنی تازه گرفت
خدا آغوشتو اندازه گرفت
هستی اندازهی آغوش تو شد
باد آوارهی تنپوش تو شد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
Post #358
2.56K

- 👍 2