نوشتم
نوشتم که یادت بمونه
چه روزای غمگین و بیهودهای بود
بهت عطرمو هدیه دادم
که یادت نره
رو اون تخت پرخاطره
چه آغوش آلودهای بود
نفس میکشیدم
ولی مرده بودم
به هرکس که پا دادم آخر لگد خورده بودم
با هر دستی بُر خورده بودم
بد آورده بودم
تو از روز اول خوشاقبال بودی
تو با هر کسی بودی خوشحال بودی
به جز من که افسرده بودم
نمیفهمی
تلخه که آدم
گرفتار کار خودش شه
دچار خودش شه
فقط فکر کن
به تنهایی صید وحشی
که راهی نداره جز اینکه شکار خودش شه!
به رود زمینخوردهای که
سقوطش تمومی نداره
مقدر شده آبشار خودش شه
تو کافی نبودی
لباس غمم تو تنت زار میزد
ولی خب... لباست که میرفت
دلم تند و تبدار میزد
تا موهاتو میریختی روی شونهت
شب آشفته میشد
خودش رو از اون ارتفاع دار میزد
بهت تن سپردم بفهمی
که غیر از خودم هیشکی با من تنی نیست
که فردای آغوش من دیدنی نیست
غمم قبل تو دست خورده عزیزم
غمم خوردنی نیست
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه...
#احسان_رعیت
@ehasanrayat
Post #354
2.76K
احسان رعیت یادت بمونه... ترانه و صدای احسان رعیت موسیقی: تکنوازی سهتار استاد محمدرضا لطفی @ehsanrayat