۹ سال از نوشتن این ترانه گذشته و شاید حالا زمان مناسبی برای انتشار نسخهی کاملش نباشد اما این روزها احساس میکنم نباید حرف ناگفتهای باقی بگذارم. بههرحال زندگی کوتاه است؛ شاید به درازای یک بوسه...
بهم گفت اولین بوسهست
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم، از
گذشتهش خاطرهم داره
مث شعله که میافته
به جون چوب میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیهگاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافرخونه بود اما...
تو هر حالی رگ خوابِ
من سرسختو میدونست
تو ویلاهای قرضی هم
محل تختو میدونست
تموم ِ اتفاقای
خصوصی رو نمیشه گفت
دیگه قول و قرارای
عروسی رو نمیشه گفت...
یه روز عشقی که با بوسه
شروع شد از دهن افتاد
دلم یه قبر خالی شد
که دست گورکن افتاد
ولی اون... زندگیش انگار
حالا رو دور تکراره
یکیو دید و بوسید و
بهش گفت اولین باره
هنوزم گاهی با فکرش
دلم بازیش میگیره
تا یاد بوسه میافتم
لبام آتیش میگیره
شبیه سرزمینی که
در اشغال یکی دیگهست
غمش مال منه اما
تنش مال یکی دیگهست...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
Post #352
3.42K
Ehsan Rayat - BooseEhsan Rayat
- ❤ 18
- 👍 2