«*غروب بتها» رو تو یک پست سه ساعتهی نگهبانی در پادگان نوشتهم؛ پوتین به پا، کلاه به سر، روی کاغذ باطله و رسید خرید از سوپر مارکت...
فکر نمیکنم بتونم دوباره و تو یه ترانهی دیگه، اینجوری از مرگ، انسان، دین، تاریخ، سکس و زخم ابدی خاورمیانه چیزی بنویسم...
این یکی از عزیزترین و شخصیترین ترانههاییه که تا امروز نوشتهم. راستش من ترانههای زیادی ندارم که برام عزیز باشن...
زندگی نه، انتحاره
تانگو رو طناب داره
خوب برقص ادامه داره
تازه اول نواره
اونورش فقط سکوته!
تلخ تلخ تلخ تلخم
زیر دندون دو عالم
داره یادم میره کمکم
که گوریلم یا یه آدم
تو بگو چی روبروته؟
ته تالار مفاخر
تو یه عصر متظاهر
خودمو گم کردم
یه روزی تو قلب جنگل
یه روزی تو دل شهر
حالا تو یه کامپیوتر
خودمو گم کردم!
جنگهای محرمانه!
دوستی وحشیانه!
غارت مودبانه!
زخم خاورِ میانه...
جابهجا شو، «تنگه» تنگه!
قتل عام باستانی،
ده عذاب آسمانی،
هی تکرر معانی!
جنگ سوم جهانی
جنگ بعد با چوب و سنگه!
ته تالار مفاخر
تو یه عصر متظاهر
خودمو گم کردم
یه روزی تو قلب جنگل
یه روزی تو دل شهر
حالا تو یه کامپیوتر
خودمو گم کردم!
از درون پلاسیدم
یه گرایش جدیدم!
تازه از فرنگ رسیدم!
زرد ِ قرمزِ سفیدم!
رنگ تازهی کمانم!
یه جواب بیسوالم
وجــود دارم و محالم!
واقعیت خیالم!
خط مرزی زوالم
باگ خلقت جهانم!
ته تالار مفاخر
تو یه عصر متظاهر
خودمو گم کردم
یه روزی تو قلب جنگل
یه روزی تو دل شهر
حالا تو یه کامپیوتر
خودمو گم کردم!
پ.ن:
بخشهایی از ترانه در اجرا حذف شدهن.
لینک خرید آلبوم هیپوکمپ:
paygan.net
هزینهی خرید آلبوم، به مراکز نگهداری از حیوانات بیسرپرست اهدا خواهد شد. ضمن اینکه میتونین از طریق لینک زیر آلبوم را بهصورت رایگان بشنوین:
https://m.soundcloud.com/paygan/sets/hippocampus
«غروب بتها یا فلسفیدن با پتک» اسم کتابیه از فردریش نیچه با ترجمهی داریوش آشوری
@ehsanrayat
Post #327
2.59K