به جستجوی تو
بر درگاه کوه میگریم،
در آستانهٔ دریا و علف.
به جستجوی تو
در معبر بادها میگریم
در چارراه فصول،
در چارچوب شکستهٔ پنجرهیی
که آسمان ابرآلوده را
قابی کهنه میگیرد.
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است.
و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد.
پس به هیات گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از اینسان
دلپذیر کرده است!
نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان میگذرد
متبرک باد نام تو!
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
۲۹ بهمن ۱۳۴۵
احمد شاملو؛ مرثیه های خاک، مرثیه
منبع: وبگاه رسمی احمد شاملو
ضمیمه:
تصویر فراژرف هابل
(HUDF)
منتشر شده در ۹ مارس ۲۰۰۴
t.me/EftabeTe
