🔵 #دوره_آموزشی_سواد_مالی_اقتصادی
🔸قدم سوم / قسمت نهم
● تورم سبک زندگی
پیشتر در خصوص قانون بودجه ۵۰/۳۰/۲۰ صحبت کردیم و توضیح دادیم که ۵۰ درصد از درآمد ماهیانه باید برای نیازها، ۳۰ درصد برای خواستهها و ۲۰ درصد برای سرمایهگذاری و پسانداز کنار گذاشته شود.
اما یک مساله مهم در اینجا وجود دارد. معمولا با افزایش سابقه کاری و ارتقا شغلی، یا در کسبوکار شخصی با گسترش و رونق گرفتن امور، درآمد افزایش مییابد. یک اشتباه رایج در این نقطه، این است که افراد به تناسب افزایش درآمد، هزینههای خود را نیز افزایش میدهند. خانهای بزرگتر و در محلهای بهتر اجاره میکنند، ماشین گرانتری سوار میشوند و به صورت کلی به تفریحات و سبک زندگی لوکستری روی میآورند. (البته در ایران به دلیل تورم بالا و وضعیت بحرانی اقتصاد، گاهی ممکن است این افزایش هزینهها، نه به این شکل، بلکه به صورتهای متفاوت دیگری باشد.)
این مساله از نظر مالی میتواند یک تصمیم اشتباه باشد و به راحتی جلوی پیشرفت مالی افراد را بگیرد. به همین دلیل بهتر است بلافاصله بعد از افزایش درآمد، هزینههای خود را افزایش ندهیم و در عوض، این کار را با یک فاصله زمانی سه تا پنج ساله انجام دهیم. این یعنی قانون بودجه ۵۰/۳۰/۲۰ باید با رشد درآمدها تغییر کند. بگذارید یک مثال بزنیم.
فرض کنید شما ۵۰ میلیون تومان در ماه درآمد دارید. ۲۵ میلیون صرف نیازها، ۱۵ میلیون صرف خواستهها و ۱۰ میلیون صرف سرمایهگذاری میشود. با ارتقا یافتن، تغییر شغل یا هر روش دیگری، درآمد شما به ۱۰۰ میلیون تومان افزایش مییابد. شاید یک فرد عادی در این موقعیت، هزینههایش را از ۲۵ به ۵۰، خواستههایش را از ۱۵ به ۳۰ و سرمایهگذاریهایش را از ۱۰ به ۲۰ تغییر دهد و این پیشرفت شغلی را با خود جشن بگیرد. اما آیا این تصمیم درست است؟
خیر. زیرا سبک زندگی جدید، تمام افزایش درآمد ما را میبلعد. البته درست است که کیفیت زندگی ما افزایش یافته است، اما جایی برای رشد کردن و در نهایت رسیدن به آزادی مالی باقی نمیماند. در حالی که میتوان با افزایش سهم سرمایهگذاری، خیلی سریعتر به اهداف مالی و یک افزایش دائمی در کیفیت زندگی دست یافت. در همین مثال با درآمد جدید، میتوان هزینههای ضروری را با در نظر گرفتن تورم افزایش داد و مثلا از ۲۵ به ۳۵ رساند. خواستهها را از ۱۵ به ۲۰ به مقدار کمی افزایش داد. و مابقی درآمد یعنی ۴۵ میلیون تومان را صرف سرمایهگذاری کرد. در واقع اینجا قانون بودجهبندی به ۳۵/۲۰/۴۵ تغییر کرده است و به جای هزینهها، سهم سرمایهگذاری رشد زیادی داشته است.
نباید فراموش کرد که خیلی از درآمدها لزوماً ثابت و همیشگی نیستند. ممکن است کارمندی تا همین امروز ۱۰۰ میلیون تومان حقوق دریافت میکرده اما از فردا تعدیل شود. یا کسی به دلیل مشکلات سلامتی دیگر نتواند سر کار برود. ممکن است کسبوکاری مدتها سودده باشد اما پس از مدتی به ورشکستگی کشیده شود و... در این موارد، سبک زندگی بالاتر نه تنها نجاتدهنده نیست، بلکه حتی ویرانگر است. در ایران این مساله یک دلیل دیگری نیز دارد: تورم و بیارزش شدن پول و درآمد. همین الان افراد زیادی هستند که در خانههای چند میلیاردی زندگی میکنند اما توان تعمیر و نگهداری آن را ندارند. افرادی هستند که ماشینهای میلیاردی سوار میشوند اما هزینههای تعویض قطعات برایشان کمرشکن است. اینها نشاندهنده سواد مالی پایین جامعه میباشد.
در نهایت نتیجه میگیریم که ما ضمن تلاش برای افزایش درآمد و کم کردن هزینهها، بهتر است به تدریج سهم سرمایهگذاری را در بودجهبندی خود افزایش دهیم. سرمایهگذاری در واقع درآمد نیازمند فعالیت روزمره ما را تبدیل به درآمد غیرفعال (Passive income) تقریبا همیشگی و بدون نیاز به تلاش مجدد میکند.
اگر ما به شکل درستی سرمایهگذاری کنیم، کیفیت زندگیمان نه به صورت موقتی، که در بلندمدت و بدون نگرانیهای رایج بهبود مییابد. و این هدف اصلی مدیریت مالیست.
@FinancialLiteracy_farsi
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
Post #17450
272
- ❤ 2