🔵 تورم ساختاری: مبانی، ابهامات و راهکارها(5-2)
سطح و نوسان تورم : کشورهای در حال توسعه، به طور کلی سطح میانگین تورم بالاتر و نوسانات شدیدتری را در تورم شاخص کل و هسته نسبت به کشورهای توسعهیافته تجربه میکنند. این تفاوت به این معنا نیست که کشورهای توسعه یافته هیچگاه با شوک مواجه نیستند همانطور که در این یادداشت این موضوع محور بحث بوده است ظرفیت و ساختار اقتصاد است که به یک کشور این قابلیت را میدهد که شوکهای اقتصادی را جذب کند یا آنکه این شوک تبدیل به یک تورم پایدار شود. حتی مشاهده میشود که کشورهای پیشرفته نیز در مقابل شوکهای بزرگ تسلیم میشوند مانند آنچه بعد از کرونا در کشورهای غربی شاهدیم اما ظرفیت و ساختار اقتصاد است تعیین میکند این شوک به چه نحو جذب و خنثی شود.
مکانیسم انتقال سیاست پولی: در کشورهای توسعهیافته، بانکهای مرکزی کنترل دقیقی بر نرخ بهره بینبانکی کوتاهمدت دارند. اما در کشورهای در حال توسعه (بهویژه کمدرآمد)، بازارهای مالی توسعهنیافته (مانند فقدان بازارهای بینبانکی و بازارهای ثانویه نقدشونده برای اوراق بهادار دولتی) و ضعفهای نهادی، انتقال شوکهای پولی به تورم را با مانع مواجه میکنند. این یافته را نیز باید در چارچوب جریان اصلی اقتصاد تفسیر کرد. درست است که در کشورهای توسعه یافته بانکهای مرکزی کنترل دقیق بر نرخ بهره دارند اما این موضوع به این دلیل است تورمی که اغلب و نه همیشه در این کشورها میتوانند رخ دهند با این ابزار قابل مدیریت است. در کشورهای در حال توسعه نرخ بهره نه تنها قادر نیست ضعفهای ساختاری را بر طرف کند بلکه خود ابزار تشدید تضادهای توزیعی بین سفته بازان و پس اندازکنندگان است و چه بسا با تشدید این تعارضات نوسانات تورمی را نیز دامن زند.
پایداری مالی و بدهی دولتی: در کشورهای در حال توسعه، افزایش بدهیهای عمومی آنها را در برابر تغییرات تمایلات بازار و افزایش هزینههای استقراض بسیار آسیبپذیرتر کرده است. در مقابل، کشورهای توسعهیافته به دلیل اعتبار بالا و تثبیتشده سیاستهای پولی خود، میتوانند بدهیهای بیشتری را بدون بیثبات کردن انتظارات تورمی جامعه انباشت کنند. البته در این باره نیز نباید به تفسیر سهلانگارانه جریان اصلی از ناپایداری مالی که خود را در غالب کسری بودجه نمایان میکند آلوده کرد که گویی دولت تعمدا به کسری دامن میزند. اولا این ناپایداری خود معلول ساختار تولید نامتوازن است که دولت را از درآمدهای مالیاتی پایدار محروم میکند ثانیا دولت به دلیل همین ساختار نامتوازن میباید نقش حمایتی فعالانهتری ایفا نماید که بتواند تولید را حفظ کند و این موضوع هزینههای دولت را افزایش میدهد ثالثا هزینههای دولت خود متأثر تورم است و به صورت مستمر بر کسری اسمی بودجه میافزاید.
با این توصیف تمایز بین کشورهای توسعه یافته و پیشرفته در تحلیل این اقتصادها نه تنها در ادبیات اقتصادی جایگاه مهمی دارد بلکه این نتیجه حیاتی را نیز در پی خواهد داشت که با عینکی که اقتصادهای پیشرفته تحلیل میشوند نباید به تحلیل اقتصادهای در حال توسعه پرداخت به این دلیل مهم که تفسیر مشترک از این اقتصادها به تجویز نسخههای مشترک برای مهار مشکلات منجر میشود که این نسخهها اصولا برای نوع دیگری از اقتصاد طراحی شده و توسعه یافتهاند و این نسخهها گاهی نه تنها شفابخش نیستند بلکه بیمار را به مرگ میکشانند.
🔸منبع : کاتالاکسی
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
✅ رسانه اقتصادی اجتماعی دورنمای اقتصاد
👇👇👇👇
@ECONVIEWS
Post #17445
287
- ❤ 2